محمود حسن ديوبندى

13

تفسير كابلى (فارسى)

وَ رُسُلًا قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَ رُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً ( 164 ) و چنان كه فرستاديم پيغمبرانى كه داستان‌هايشان را گفته‌ايم به تو پيش از اين ؛ و فرستاديم پيغمبرانى كه داستان‌هايشان را نگفته‌ايم بر تو ، و گفت خدا با موسى سخن . تفسير : پيغمبرانى كه بعد از حضرت نوح ( ع ) مبعوث گرديده ، به‌طور اجمال بيان شده‌اند ، و آنها كه اولوالعزم و مشهور و جليل القدر بودند ، به تفصيل و تخصيص تذكار يافته‌اند . ازين واضح گرديد كه ايمان آوردن به حقّانيّت وحيى كه به حضرت پيغمبر نازل شده چنان ضرورى است كه ايمان آوردن بر وحى ديگر انبياى اولوالعزم ؛ و ضمنا اين هم معلوم شد كه وحى گاهى به واسطهء فرشته به صورت پيغام و گاهى به‌طور كتاب نوشته مىآيد ، و گاهى بىواسطه و بدون پيغام خداى تعالى با پيغمبر خود سخن مىزند ؛ « 1 » و چون وحى در همه احوال همان حكم خداوندى است ، اطاعتش بر بندگان مساويانه « 2 » فرض است ؛ طريقهء ابلاغ آن تحريرى باشد ، يا تقريرى ، يا به صورت پيغام متفرّق . پس اين سخن يهود ( كه گفتند : وقتى به تو ايمان مىآوريم كه مانند تورات دفعتا كتابى از آسمان براى ما به يارى ) نهايت بىايمانى و حماقت است . وحى حكم خداست ، و فرود آمدن آن به صورت‌هاى مختلف مىباشد ؛ به هر نوعى كه فرود آيد ، تردّد « 3 » و انكار در قبول آن حماقت آشكار است ؛ يا : گفتن اينكه اگر به فلان طريقه وحى آيد قبول دارم ، ورنه نه ! كفر صريح است . رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى ( فرستاديم ) پيغمبران مژده‌دهنده و ترساننده ؛ تا نباشد مردم را بر

--> ( 1 ) . حرف مىزند ؛ سخن مىگويد ؛ ( 2 ) . متساويا ، يكسان ( 3 ) . ترديد