محمود حسن ديوبندى
14
تفسير كابلى (فارسى)
اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً ( 165 ) خدا الزام ، پس از ارسال پيغمبران ؛ و هست خدا غالب ، با حكمت . تفسير : خداى تعالى پيغمبران را مسلسل فرستاده كه مؤمنان را مژده دهند و كافران را بترسانند ، تا مردم را در روز قيامت موقع عذر نماند ، و گفته نتوانند « 1 » كه ما علل رضا و سخط ترا نمىدانستيم ، ورنه قدمى بر خلاف رضا نمىرفتيم ! پس وقتى كه خداى تعالى پيغمبران را با معجزات فرستاد ، و پيغمبران راه حق را تبليغ كردند ، در قبول نكردن دين حق عذر هيچكس شنيده نمىشود . وحى الهى ( ج ) چنان حجّت قطعى است كه هيچ حجّتى به آن مقابله كرده نمىتواند « 2 » ؛ بلكه همه حجّتها را منعدم مىسازد . اين همه حكمت و تدبير اوست ، و اگر او تعالى اظهار قدرت كند ، كيست كه او را مانع آيد ؟ ! مگر « 3 » او خود نمىپسندد . لكِنِ اللَّهُ يَشْهَدُ بِما أَنْزَلَ إِلَيْكَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَ الْمَلائِكَةُ يَشْهَدُونَ وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً ( 166 ) ليكن خدا گواهى مىدهد به آنچه فرو فرستاده بسوى تو فرستاده آن را به علم خود ؛ و فرشتگان گواهى مىدهند ، و كافيست خدا گواه . تفسير : همه را معلوم است كه وحى يك چيز نو نبوده ؛ بر هر پيغمبرى نازل شده ؛ ليكن خداى تعالى در قرآن مجيد علم خاصّ خود را نازل كرده ، و اين حقيقت را ظاهر مىفرمايد ؛ چنان كه دانشمندان مىدانند كه علوم و حقائقى كه از قرآن مجيد حاصل شده و خواهد شد ، از هيچ كتابى ديگر حاصل نشده ؛ هر آن هدايتى كه بشر را از آن حضرت ( ص ) رسيده از ديگرى پديد نيامده .
--> ( 1 ) . نتوانند بگويند ( 2 ) . نمىتواند با آن مقابله ( برابرى ) بكند ( 3 ) . ليكن