على اكبر قرشى بنابى

11

تفسير احسن الحديث (فارسى)

3 - يا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ ، هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ . در اينجا دو تا مسئله هست : يكى آنكه انسانها فاعل طبيعى هستند و فقط مىتوانند چيزهايى را كه خدا آفريده است جابجا كنند ، امّا خدا فاعل الهى است ، اشياء جهان را به وجود آورده است فلذا هر تصرّفى كه در جهان مىكنيم در ملك خدا مىكنيم ، جز خدا كسى خالق چيزى نيست كه به ما روزى بدهد . ديگرى آنكه : خداوند وسائل آسمان و زمين را بهم مربوط كرده ، همهء روزيها را آفريده و ما از آنها بهره مىبريم ، با كمى تذكّر ، اين مطلب بر همگان روشن خواهد گرديد ، ديگر جايى براى توجّه به غير خدا نخواهد ماند . لذا فرموده : لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ . در حكم نتيجه است يعنى حالا كه روزى دهنده اوست ، معبود نيز اوست پس عوامل شرك شما را به كجا برمىگرداند ، 4 - وَ إِنْ يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ . صدر آيه تسليتى است بر آن حضرت كه از تكذيب مشركان ناراحت مباش اين جريان در گذشته‌ها نيز بوده است ، انسانهاى بزرگ بلاهاى بزرگ دارند ذيل آيه راجع به پيروزى آن حضرت مىباشد ، كارها به خدا راجع است ، خدا كار تو را روبراه خواهد كرد ، 5 - يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ لا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ . خطاب است به عامّهء مردم در رابطه با حتمى بودن آخرت ، فريفتن حيات