على اكبر قرشى بنابى
8
تفسير احسن الحديث (فارسى)
آنست كه از كذب عارى باشد . . . شيعا : ( بر وزن عنب ) : گروهها . فرقهها . مفرد آن شيعه است به معنى پيروان و ياران نيز آيد « شيعه الرجل : انصاره » ( قاموس قرآن ) . نمن : من در اصل به معنى قطع است . نعمت را منت گويند كه شخص را از گرفتارى قطع مىكند : « المن : القطع » - « ان نمن » : اينكه نعمت بدهيم . يستضعف : مناهل لغت استضعاف را ضعيف شمردن و ناتوان ديدن گفتهاند در مجمع فرموده : « الاستضعاف : و جدان الشيء ضعيفا » در اقرب الموارد آمده : « استضعفه : راه ضعيفا » جوهرى در صحاح ضعيف شمردن گفته است بعيد نيست كه آن به معنى تحميل ضعف بر ديگران باشد . يذبح : ذبح : سر بريدن . تذبيح به معنى تكثير است يعنى : ذبح كردن پى در پى « ذبح القوم : بالغ في ذبحهم » يعنى اين كار مرتب درباره پسران بنى اسرائيل عملى مىشد . يستحيى : استحياء : طلب حيات و زنده نگاه داشتن است . به نظر بعضى مراد از آن از بين بردن عفت و حياء زنان است . هامان : طبرسى رحمه اللَّه فرموده : هامان وزير فرعون و قارون خزانه دار او بود ، هامان جمعا شش بار در قرآن مجيد آمده است ، مقام وى بسيار مهم بوده و طاغوتى نزديك به فرعون بود چنان كه از آياتى نظير : وَ قارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مُوسى بِالْبَيِّناتِ عنكبوت / 37 معلوم مىشود .