على اكبر قرشى بنابى
21
تفسير احسن الحديث (فارسى)
جبرئيل اين كيست ؟ گفت اين ادريس است كه خدا او را به مكان بالايى بلند كرده است رفعه اللَّه مكانا عليا به ادريس سلام كردم ، او بر من سلام كرد ، براى او استغفار كردم ، او براى من استغفار نمود ، در آن آسمان ملائكهاى بودند ، مانند ملائكهء آسمانهاى ديگر ، به خدا خاشع بودند ، آنها براى من و امت من خير را بشارت دادند . آن گاه فرشتهاى ديدم كه بر تختى نشسته بود ، زير فرمانش هفتاد هزار فرشته و زير فرمان هر يك هفتاد هزار فرشته بودند ، به فكر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه تدبير كنندهء جهان اين فرشته است ( و خدا اين منصب را به او داده است ) جبرئيل به آن فرشته فرياد زد و گفت : پاشو ، او پا شد و تا قيامت سر پا خواهد بود . بعد از آن به آسمان پنجم بالا رفتيم ، در آن مردى بود ، بسيار پير كه پيرتر از او نديده بودم ، در اطراف او جماعت كثيرى از امتش بود كه از كثرت آنها تعجب كردم گفتم : جبرئيل اين كيست ؟ گفت : اين محبوب قوم خويش هارون پسر عمران ( برادر موسى ) است ، به او سلام كردم ، او بر من سلام كرد براى او استغفار كردم ، او براى من استغفار كرد ، در آنجا ملائكهاى بودند مانند آسمانهاى ديگر . پس از آن به آسمان ششم بالا رفتيم ، در آنجا مرد بلند قامتى بود ، گويى در قد بلندى از قبيلهء « شنوه » بود و اگر دو تا پيراهن داشت موهايش از آنها بيرون مىآمد ، شنيدم كه مىگفت : بنى اسرائيل گمان مىكنند من پيش خدا محترمترين فرزندان آدم هستم حال آنكه اين مردى است ( اشاره به رسول خدا ) كه پيش خدا از من عزيزتر است گفتم : جبرئيل اين كيست گفت ؟ اين برادر موسى بن عمران است به او سلام كردم ، او بر من سلام كرد ، براى او استغفار