على اكبر قرشى بنابى

22

تفسير احسن الحديث (فارسى)

نمودم ، او براى من استغفار نمود ، در آنجا ملائكه‌اى بودند همه خاشع مانند ملائكهء ديگر آسمانها . فرمود : بعد از آن به آسمان هفتم بالا رفتيم ، به هيچ فرشته‌اى نگذشتم مگر آنكه گفتند : يا محمّد حجامت بگير و امت خود را امر كن حجامت بگيرند ، در آنجا مردى بود موى سر و ريشش سياه و سفيد ، روى تختى نشسته بود ، گفتم : يا جبرئيل اين كيست ، در باب بيت المأمور در جوار خدا ؟ گفت : اين پدرت ابراهيم و اين محل تو و محل متقيان امت تو است آن گاه آن حضرت اين آيه را خواند : إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ . به ابراهيم عليه السّلام سلام كردم ، او بر من سلام كردم و فرمود : « مرحبا بالنبى الصالح و الابن الصالح و المبعوث فى الزمن الصالح » در آسمان هفتم مانند آسمانهاى ديگر ، ملائكه بودند كه براى من و امت من ، خير را بشارت دادند . فرمود : در آسمان هفتم درياهايى از نور ديدم كه نورشان چشمان را خيره مىكرد و درياهايى از ظلمت و درياهايى از برف كه صداى رعد مىدادند ، هر وقت از ديدن آنها به وحشت مىافتادم از جبرئيل مىپرسيدم ، در جواب مىگفت يا محمّد بشارت باد بر تو ، شكر خدا كن كه اينهمه كرامت به تو داده ، خدا را شكر كن براى اين كار ، فرمود : خدا با قوه و يارى خود مرا ثابت كرد تا سخنم به جبرئيل و تعجبم زياد شد . جبرئيل گفت : يا محمّد آيا آنچه مىبينى به نظرت بزرگ مىآيد ؟ حال آنكه اينها آفريده‌اى است از آفريده‌هاى خدا ، چطور است عظمت خدا كه اينها را آفريده است آنچه نديده‌اى از آنچه ديدى بزرگتر است ، بين خدا و خلق هفتاد هزار حجاب هست نزديكترين خلق به خدا من و اسرافيل است ، ميان ما