على اكبر قرشى بنابى
5
تفسير احسن الحديث (فارسى)
59 - آنها قوم عاد هستند كه آيات خدايشان را انكار كردند و پيامبرانش را نافرمانى كردند و از دستور هر ستمكار لجوج اطاعت نمودند . 60 - در دنيا و آخرت با لعنت تعقيب شدند بدانيد كه عاد به خدايشان كافر شدند و بدانيد كه عاد به طور كامل از رحمت خدا دور شدند . كلمهها هود : از انبياء ما قبل تاريخ است ، نام مباركش هفت بار در قرآن مجيد ذكر شده ، از نقل قرآن چنين معلوم مىشود كه او بعد از نوح و پيش از صالح بوده است ، او در تورات فعلى ذكر نشده و در تاريخ نيز از وى خبرى نيست ، فقط مقدارى از حالات او در قرآن مجيد آمده است . عاد : نام قومى است كه هود عليه السلام بر آنها مبعوث گرديد ، آنها در سرزمين احقاف از يمن سكونت داشتند ، احقاف در جنوب جزيرة العرب از قسمتهاى ربع الخالى ( وادى دهناء ) است كه در روزگار گذشته آباد و مسكن قوم عاد بوده است چنان كه آمده : وَ اذْكُرْ أَخا عادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقافِ احقاف / 21 . مفترون : فرى : قطع . فريه . دروغ ، افتراء : دروغ بستن . مفتر : ( به صيغهء فاعل ) جعل كننده دروغ . جمع آن مفترون است . فطرنى : فطر در لغت به معنى شكافتن و در آيه به معنى آفريدن است كه آفرينش باشق و شكافتن است مثل شكافتن دانه و رويانيدن آن . مدرار : در ( بر وزن عقل ) به معنى شير است ، به معنى كثرت نيز آيد : « در اللبن » يعنى شير زياد شد ، مدرار صيغه مبالغه است به معنى فراوان « ديمة مدرار » به بارانى گفته مىشود كه زياد و دانههايش