على اكبر قرشى بنابى

6

تفسير احسن الحديث (فارسى)

درشت است . اعتراك : عرو ( بر وزن فلس ) در اصل به معنى تعلّق و آويزان شدن است ، در آيه به معنى رسيدن است كه نوعى تعلّق مىباشد « اعتراك بسوء » : به تو آسيب رسانده است . ناصيتها : ناصيه : موى پيشانى و پيشانى . طبرسى فرموده : « الناصية : شعر مقدم الرأس » ديگران پيشانى نيز گفته‌اند ، اصل آن به معنى اتصال است ، اخذ به ناصيه كنايه از تسلّط است ، آن كه از موى پيشانى كسى گرفته است او را مقهور مىكند و بر او مسلّط مىشود . جحدوا : جحد : انكار از روى علم و دانسته وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ يعنى معجزات موسى را انكار كردند با آنكه قلوبشان بر آنها يقين داشت . جبار : جبار اگر در انسان به كار رود به معنى ظالم و ستمگر است كه ارادهء خود را باجبار به انسان تحميل مىكند و اگر در خدا به كار رود به معنى مصلح باشد ، زيرا جبر در اصل به معنى اصلاح با نوعى از قهر و به معنى بستن و پيوند دادن است كه ظالم مىخواهد با تحميل به ديگران ، نقص خود را جبران كند . عنيد : طاغى و كسى كه دانسته با حق عناد و مخالفت مىكند در قاموس آمده : « عند عنودا : خالف الحق و رده عارفا فهو عنيد » . شرحها در ابتداى نقل ماجراى نوح عليه السّلام گفته شد : در رابطه با رسالت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و اينكه ارسال رسل يك سنت خدايى است حالات نوح و هود و . . . در اين