على اكبر قرشى بنابى

17

تفسير احسن الحديث (فارسى)

كه صالح از آن قوم بوده است مراد از اعْبُدُوا اللَّهَ تنها اعمال عبادى نيست بلكه مطلق فرمانبرى است چنان كه در سورهء اعراف و در اين سوره بارها گفته شد و جمله وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ نيز در نظر است . كلمه ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ دلالت بر حصر اعْبُدُوا اللَّهَ دارد يعنى فقط خدا را پرستش كنيد . هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ . اين قسمت تعليل اعْبُدُوا اللَّهَ است يعنى خدا را بندگى كنيد كه او شما را از اين زمين آفريده و به شما قدرت آباد كردن آن را داده و از شما خواسته كه آن را آباد گردانيد جمله : وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها در رابطه با نعمتهايى است كه خدا به آنها داده بود چنان كه در جاى ديگر آمده : أَ تُتْرَكُونَ فِي ما هاهُنا آمِنِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ وَ زُرُوعٍ وَ نَخْلٍ طَلْعُها هَضِيمٌ وَ تَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً فارِهِينَ شعراء / 146 - 149 پس منظور آنست كه اين همه نعمت و قدرت كه داريد از خداست خدا اين امكان را به شما داده و از شما خواسته است كه زمين را آباد كنيد و بايد او را بپرستيد . آن گاه در نتيجه گيرى فرموده : فَاسْتَغْفِرُوهُ . . . استغفار راجع به خطاهاى گذشته و توبه راجع به اصلاح در آينده است يعنى از گذشته‌ها نادم باشيد و با اصلاح خود و اعمال شايسته به سوى خدا برگرديد ، مطمئن باشيد كه خدا به شما نزديك است و از شما مىپذيرد آرى : إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ . 62 - قالُوا يا صالِحُ قَدْ كُنْتَ فِينا مَرْجُوًّا قَبْلَ هذا أَ تَنْهانا أَنْ نَعْبُدَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا وَ إِنَّنا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ مُرِيبٍ . جواب مشركان به صالح آن بود كه گفتند : پيش از اين به تو اميد داشتيم و مىخواستيم از درايت و رشد تو استفاده كنيم ولى با اين دعوت اميدمان به يأس