على اكبر قرشى بنابى

18

تفسير احسن الحديث (فارسى)

مبدل است ، آن وقت دو استدلال در ردّ دعوت او كرده‌اند اول آنكه تو مىخواهى سنت ديرينه ما را كه عبادت مستمر اصنام است بهم بزنى . دوم اينكه دليلى بر نبوت ندارى و ما در دعوت تو در شك هستيم . مراد از شك مريب ظاهرا شك تهمت آور و سوء ظن آور است يعنى شكّمان وادار مىكند كه تو را متهم كنيم و سوء ظن داشته باشيم . 63 - قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ آتانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَما تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ . اين آيه نظير آيهء 28 همين سوره است كه دربارهء نوح عليه السّلام بود ، مراد از بينه معجزه و از رحمت احكام و دستورات سعادت بخش است « ينصرنى » به معنى منع كردن و نجات دادن مىباشد و اين معنى بر آن تضمين شده است يعنى : اى قوم به من بگوئيد كه اگر براى نبوت خود از جانب خدا دليلى داشته باشم و خدا به من شريعت و دستورات « 1 » نازل كند كدام كس مرا از عذاب خدا نجات مىدهد در صورتى كه از فرمان او سرپيچى كنم و تبليغ دين ننمايم ، نتيجه آنكه در اين سخن كه مىخواهيد از تبليغ دست بردارم جز تباهى و خسران بر من نمىافزائيد . 64 - وَ يا قَوْمِ هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوها تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابٌ قَرِيبٌ . اضافهء ناقه به « اللَّه » شايد اشاره به معجزه بودن ناقه باشد ، روايت شده : قوم ثمود از آن حضرت معجزه خواستند ، خدا آن ناقه را از سنگ بيرون آورد قرآن صريح است كه آن در پى معجزه خواستن آن قوم بوده است در سورهء شعراء مىخوانيم كه آنها به صالح گفتند : ما أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا فَأْتِ بِآيَةٍ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ قالَ هذِهِ ناقَةٌ لَها شِرْبٌ وَ لَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ / 154 - 155 . راجع

--> ( 1 ) چنان كه در آيه 28 از همين سوره گذشت .