على اكبر قرشى بنابى

5

تفسير احسن الحديث (فارسى)

جسدا : جسد : پيكر . آن در ذيروح و بيروح به كار رود منظور از آن در اينجا بيروح است . خوار : ( بضم اول ) : صداى گاو . گاهى بطور استعاره بصداى شتر نيز گفته مىشود . سقط : سقوط : افتادن . « سقط فى يديه » به صيغهء مجهول ، كنايه از ندامت و لغزش است معناى تحت اللفظى آن « افتاده شد در دو دستش » است . اسفا : اسف ( بفتح اول و كسر دوم ) : غمگين . بقول بعضى شديد الغضب . اسف ( بر وزن شرف ) اندوه يا شدت غضب . « غضبان » : خشمگين . تشمت : شمات و شماتت : شاد شدن به گرفتارى دشمن . فلا تشمت بى الاعداء : دشمنان را به شماتت من وامدار . مفترين : فرى در اصل بمعنى قطع ، افتراء : جعل دروغ ( دروغسازى ) مفتر : دروغساز ، جمع آن مفترون است . نسختها : نسخ : آنست كه چيزى را ابطال كرده و چيز ديگرى در جاى آن بگذاريم ، اصل آن عوض گرفتن چيزى است در جاى چيزى . صورت بردارى را از آن نسخه گفته‌اند كه آن نوعى ازالهء صورت اول است مراد از آن در آيه به معناى مفعول و نوشته شده است . يرهبون : رهب : ترس . يا ترس توأم با احتياط . لِرَبِّهِمْ يَرْهَبُونَ يعنى از خدايشان مىترسند ، آمدن لام براى تقدم مفعول است مثل لِلرُّءْيا تَعْبُرُونَ .