على اكبر قرشى بنابى
4
تفسير احسن الحديث (فارسى)
148 - قوم موسى پس از رفتن وى از زيورهاى آنها پيكر گوسالهاى ساختند كه صداى گوساله داشت مگر نمىديدند كه گوساله با آنها سخن نمىگويد و به راهى هدايتشان نمىكند ، آن را معبود اخذ كردند و ظالمان بودند . 149 - و چون پشيمان شدند و دانستند كه گمراه شدهاند گفتند : اگر پروردگار ما به ما رحم نكند و ما را نيامرزد حتما و يقينا از زيانكاران خواهيم بود . 150 - و چون موسى خشمناك و اندوهگين بقوم خويش بازگشت گفت : بعد از من براى من بد نيابت كرديد ، آيا امر خدايتان را پيش از وقت خواستيد ، لوحهاى تورات را انداخت و سر برادرش گرفته به سوى خود مىكشيد ، گفت : اى پسر مادرم اين قوم مرا زبون كردند و نزديك بود مرا بكشند ، دشمنان را به شماتت من وامدار و مرا با قوم ستمگر يكسان مگير . 151 - گفت : پروردگارا مرا و برادرم را بيامرز و ما را برحمت خودت وارد كن كه تو از همهء رحيمان رحيمترى . 152 - كسانى كه گوساله را پرستيدند به زودى خشم پروردگارشان با ذلتى در حيات دنيا به آنها مىرسد . و دروغسازان را چنين سزا مىدهيم . 153 - و كسانى كه كارهاى بد كرده و پس از آن ، توبه آورده و مؤمن شدهاند ، پروردگار تو از پى آن ، آمرزشگر و رحيم است . 154 - و همين كه خشم موسى آرام گرفت ، لوحها را برگرفت كه در مكتوب آن براى كسانى كه از پروردگار خويش مىترسند هدايت و رحمتى بود . كلمهها حليهم : حلى ( بر وزن عقل ) و حليه : زيور . جمع آن حلى ( بضم اول و كسر دوم و تشديد ياء ) است . عجلا : عجل : گوساله . در علت اين تسميه گفتهاند كه آن به عجله بزرگ مىشود .