على اكبر قرشى بنابى
14
تفسير احسن الحديث (فارسى)
و دين خدا بخواند 155 - وَ اخْتارَ مُوسى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِمِيقاتِنا . از لفظ لِمِيقاتِنا فهميده مىشود كه اين ميقات همان وعدهء چهل شبه است كه گذشت ، على هذا ، اين قسمت جزئى از آن ماجرا است كه مراد از نقل آن در اينجا بيان جسارت و گرفتار شدن آنها و زنده شدنشان با دعاى موسى است ، آن هفتاد نفر به موسى و شريعت او ايمان داشتند و چون در ميقات حاضر شدند ظاهرا سخن گفتن خدا با موسى قانعشان نكرده و از موسى خواستهاند خدا را آشكارا به آنها نشان دهد ، در سورهء بقره آيه 55 و 56 چنين است : وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ . ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ به نظر مىآيد مراد از « لن نؤمن » عدم ايمان به نزول تورات و سخن گفتن خدا با موسى است نه نبوت آن حضرت . فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَ إِيَّايَ أَ تُهْلِكُنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا . آيه 56 از سورهء بقره كه نقل شد صريح است در اينكه آنها در اثر صاعقه مردند و سپس به ارادهء خدا زنده شدند ، مردن آنها براى موسى مشكل ايجاد مىكرد و آن اينكه اگر تنها به پيش قوم خود برگشت او را متهم كرده و توراتش را نمىپذيرفتند و اين سبب از بين رفتن نبوت و دعوت او مىشد چنان كه نزديك به اين از توحيد صدوق از حضرت رضا عليه السّلام نقل شده است . منظور از « أ تهلكنا » ضلالت و گمراهى بنى اسرائيل است ولى اگر موسى و آن هفتاد نفر پيش از آن مىمردند چنان محذورى پيش نمىآمد . يعنى : چون لرزه آنها را گرفت و مردند ، موسى گفت : پروردگارا اگر مىخواستى آنها و مرا پيش از اين مىميراندى و اشكالى بر من پيش نمىآمد .