على اكبر قرشى بنابى

13

تفسير احسن الحديث (فارسى)

خداوند بوده است . الطيبات : طيب : دلچسب و خوشايند ، مقابل آن خبيث است به معنى پليد و نفرت آور . يضع : وضع : گذاشتن . مثل گذاشتن بار . لذا به معنى برداشتن بار از دوش نيز آيد يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ بار سنگين را از آنها برميدارد . الاغلال : غل : طوقى كه بر گردن نهند . جمع آن اغلال است « الغل طرق يدخل فى العنق للذل و الالم » منظور شايد رسومات و سنن ناراحت كننده باشد . اصرهم : اصر : سنگين و چيز سنگين . شايد منظور تكاليف سخت باشد كه آنها را سنگين و ميخكوب مىكند از اينكه به سعادت برسند . عزروه : عزره و تعزير : يارى كردن . راغب آن را نصرت توأم با تعظيم گفته است « عزروا » : يارى كردند او را ، يا محترم شمردند او را . شرحها در تعقيب ماجراى موسى و بنى اسرائيل در اين آيات بيان شده كه موسى هفتاد نفر از قوم خويش را به وعده گاه خدا برد ظاهرا براى آنكه شاهد نزول تورات باشند ، اما آنها از موسى خواستند كه خدا را آشكارا ببينند و در اثر صاعقه به زمين افتادند و در سورهء بقره آيهء 51 گفته شد ، موسى زنده شدن آنها را از خدا التماس كرد و پذيرفته شد . آن گاه به يهود و نصارى توصيه شده كه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله كه اوصاف او را در تورات و انجيل مىيابند ، پيروى كنند و او را يارى نمايند كه نجاتشان در آن است ، در آخر به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله دستور داد كه همه را به سوى خود