على اكبر قرشى بنابى

16

تفسير احسن الحديث (فارسى)

متجانف : جنف : ميل به باطل كردن متجانف به معناى متمايل است . جوارح : سگهاى شكارى . جرح ( بر وزن قفل ) زخم . حيوان شكارى را از آن جارحه گويند كه زخمى مىكند و يا براى صاحبش شكار كسب مىكند ، جمع جارحه جوارح است . مكلبين : تربيت كنندگان سگ . مكلّب ( به صيغهء اسم فاعل ) كسى كه به سگ تعليم شكار مىدهد . امسكن : مسك و امساك به معنى گرفتن و نگاه داشتن است « امسكن » يعنى نگاه داشتند . محصنات : زنان عفيف . حصن : قلعه . به مردى كه خود را از بىعفتى حفظ كند محصن گويند . به زنى كه در اثر شوهردار بودن يا عفيف بودن خود را از بىعفتى حفظ مىكند محصنه ( به صيغهء فاعل و مفعول ) گويند . محصن : مرد عفيف . محصنه : زن عفيف . مسافحين : سفاح : زنا . مسافح : زناكار . مسافحين : زناكاران . اخدان : رفيقه‌ها . خدن ( بر وزن جسر ) رفيق . رفيقى كه از روى شهوت گرفته شود در مذكر و مؤنث به كار مىرود . شرحها در اين آيات چند مطلب موجود است اول : بعضى از محرمات بيان گرديده و نيز اجازه داده شده كه در مواقع اضطرارى استفاده از آنها مانعى نداشته باشد دوم : طعامهاى حلال و زنان حلال نقل و توضيح داده شده و نحوهء ارتباط با زنان بيان گرديده است . سوم : تذكر داده شده كه از دشمنان خارجى نترسيد بلكه از اختلاف و نفاق داخلى بترسيد .