السيد عبد الحسين الطيب

94

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)

تَصْلى ناراً حامِيَةً تصلى از ماده وصل است مقابل فصل ، فصل جدايى است و وصل الصاق است ، و فاعل تصلى وجوه است يعنى آن وجوه ملازم و ملصق به آتش ميشوند كه ديگر آتش از آنها جدا نميشود و فاصله نميگيرد ، و حاميه شدت احراق و سوزندگى است و مكرر گفته شد كه آتش جهنم شعور و ادراك دارد و مأمور است هر كسى را به قدر استحقاقش بسوزاند هر چه استحقاقش بيشتر باشد سوزش آن زيادتر مىشود لكن ما دون درك ما فوق را نميكند بلكه تصور مىكند كه خود در شدت عذاب است و اما ما فوق درك مىكند كه ما دون عذابش خفيف‌تر است چنانچه نعم بهشت هم به اندازه قابليت طرف لذت ميبخشد و ما دون درك ما فوق نميكند و تصور مىكند اعلا درجهء لذت را دارد ولى ما فوق درك مىكند كه التذاذ او بيشتر است و همين نحو است ساير عذابهاى جهنم و ساير تفضلات بهشت . تُسْقى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ چشمه آب جهنم حميم و غسّاق است اما حميم آب جوشيده است كه ميفرمايد : يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِيمُ يُصْهَرُ بِهِ ما فِي بُطُونِهِمْ وَ الْجُلُودُ حج آيه 19 و 20 ، و معنى آنيه هم همين است يعنى جوشيده ، و اما غساق از چرك و خون و فضولات اهل جهنم است . لَيْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِيعٍ آن آب اهل جهنم بود و ضريع طعام اهل جهنم است ، و ضريع چيزى است كه پر از تيغ و شوك باشد و حديثى از ابن عباس روايت كرده‌اند : قال : قال رسول اللَّه ( ص ) : الضريع شيء يكون فى النار يشبه الشوك أمر من الصبر و انتن من الجيفة و أشد حرا من النار سماه اللَّه الضريع . اقول : ظاهرا ضريع همان طعام ذى غصه است كه ميفرمايد : إِنَّ لَدَيْنا أَنْكالًا وَ جَحِيماً وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ وَ عَذاباً أَلِيماً مزمل آيه 12 و 13 . شرحش گذشت در محل خود . لا يُسْمِنُ وَ لا يُغْنِي مِنْ جُوعٍ نفع نمىبخشد آنها را و بىنياز نميكند آنها را از گرسنگى . يكى از عذابهاى جهنم تشنگى و گرسنگى است آبهاى جهنم مزيد بر تشنگى مىشود و طعامهاى آن مزيد بر گرسنگى چنانچه ميفرمايد : وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ وَ ساءَتْ مُرْتَفَقاً كهف آيه 29 . و اما طعام آنها از زقوم