السيد عبد الحسين الطيب

321

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)

و تجلى ملك الموت لقبضها من حجب الغيوب و رماها عن قوس المنايا باسهم وحشة الفراق و بعضى گفتند اسقونى قبل طلوع روحى و بعضى گفتند آخرين كلام پيغمبر مالى و ليزيد ابن معويه بوده و آنچه به نظر ميآيد چون ابى عبد اللَّه روى سينه پيغمبر بود حضرت چشم باز كرد بلب و دندان حسين به نظر آورد از چوب خيزران يزيد . بارى در اينحال نفس به شماره ميافتد و روح گلوگير مىشود و محتضر بناله ميافتد مگر ببركات قرآن ، خداوند آسان فرمايد و مكرر گفته شده كه انسان چهار روح دارد روح نباتى از كار ميافتد ، روح حيوانى كه بخاريست تمام مىشود ، روح انسانى كه قبض مىشود و تعلق بقالب مثالى ميگيرد ، و روح ايمانى كه در كنف الهى محفوظ ميماند ( و قيل من راق ) پرستاران اطراف محتضر تصور ميكنند كه حالت غش رخ داده در طلب طبيب و دارو و آمپول برميآيند و خبر ندارند از آيه شريفه كه ميفرمايد فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ اعراف آيه 32 - يا در مقام دعاء و طلب شفا برميآيند يا خود محتضر طلب تأخير اجل مىكند كه در قرآن ميفرمايد وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنِي إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ وَ لَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً إِذا جاءَ أَجَلُها وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ منافقون آيه 11 و 11 بلكه شماره نفسها تمام شده و روزىها خاتمه پيدا كرده و كارخانه تعطيل شده و ظاهر مىشود ملك الموت حضرت عزرائيل با اعوان آن از ملائكه موكل قبض روح از پس پرده‌هاى حجاب كه از نظرها غائب بودند و تير اجل را از كمان مرگ مياندازند و محتضر وحشت پيدا مىكند و مشاهده مىكند كه ، الآن از رياست و مال و جاه و خانه و زندگى و اهل و عيال و زن و فرزند و احباء و اصدقاء جدا مىشود و فراق و اصل ميگردد ملائكه به صورت اصلى خود مشهود انسان نيستند چنانچه ملكين رقيب و عتيد و ملائكه نگهبان انسان و ملائكه كه الهامات در قلب ميكنند مشاهده نميشود بلكه در مجالس مؤمنين و مراكز دعاء حاضرند و بر دعاء مؤمنين آمين ميگويند و براى آنها استغفار ميكنند و در اماكن مشرفه اطراف ضريح