السيد عبد الحسين الطيب
260
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)
قدر يا سوره الكافرون يا آية الكرسى يا بعض آيات ديگر فرموده . و اين اخبار در كافى كلينى و من لا يحضر صدوق و امالى و تهذيب شيخ طوسى و عياشى و وسائل و وافى و بحار و ساير كتب اخبار و كتب فقهيه ضبط شده . و اما الكلام فى تفسيرها : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ قل امر است كه پيغمبر ( ص ) مأمور شد كه به تمام مكلفين بفرمايد كه آمدند نزد پيغمبر جماعتى از يهود و غير يهود و گفتند : اين خدايى كه ما را دعوت ميكنى به او كيست ؟ - و چيست ؟ - براى ما توصيف فرما اين سوره نازل شد كه به آنها بفرما : ( هو ) در مقابل هذا است و در اخبار بسيارى داريم هاء او اشاره به ثبات و بقاء واجب الوجودى است در مقابل ممكن الوجود و ممتنع الوجود چون صرف الوجود است و بحت الوجود و محض الوجود و صرف الوجود ممتنع است عدم در او زيرا تناقض لازم ميآيد وجود عدم باشد كه جمع بين وجود و عدم تناقض است بخلاف ممكن كه مىشود وجود پيدا كند و مىشود پيدا نكند كه گفتند : الممكن فى حد ذاته أن يكون ليس و له من علته أن يكون ايس ، و بخلاف ممتنع كه عدم صرف باشد محال است عدم وجود باشد تناقض لازم ميآيد بلى ممكن ممكن است متصف به وصف وجود شود موجود شود و به وصف عدم معدوم گردد آن هم تا مادامى كه متصف به وصف وجود است معدوم نيست و تا مادامى كه متصف به وصف عدم است موجود نيست چون جمع بين موجود و معدوم هم تناقض است زيرا ماهيت بسا لباس وجود ميپوشد بايجاد موجود و بسا لباس عدم باعدام معدوم و صرف وجود ماهيت ندارد كه لباس عدم بپوشد و موجد ندارد . چنانچه صرف عدم هم ماهيت ندارد كه لباس وجود بپوشد . واو هو اشاره بمقام غيب الغيوبى است كه نتوان مشاهده كرد بخلاف هذا كه قابل مشاهده است و ميتوان مشاهده كرد زيرا مشاهده شرطش اين است كه مشهود جسم باشد يا عرض عارض جسم مثل رنگ و طعم و حرارت و برودت و ساير اعراض جسمى لازم دارد كه به اين رنگ به اين طعم يا به اين حرارت و برودت باشد و لو مثل