السيد عبد الحسين الطيب

248

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)

چنانچه در سورهء بعد ميفرمايد : وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً كه گروه گروه وارد و داخل دين خدا ميشوند . اما جواب از اشكال اول بعضى گفتند : ما بمعنى من است . و ما مىگوييم : مراد از ما طريقه و مشى من يعنى شما كفار بطريقه و مشى من نخواهيد عمل كرد كه توحيد باشد . و اما از دوم : قبلا تذكر داديم كه مراد كفارى هستند كه بواسطهء سياهى قلب و قساوت قلب و عناد و عصبيت و كبر و نخوت و هواهاى نفسانى و حب جاه و وساوس شيطانى و معايب ديگر از قابليت ايمان افتاده‌اند و اگر هم اظهار ايمان كنند ظاهرى است و در باطن منافق بودند كه ميفرمايد : وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلى عَذابٍ عَظِيمٍ توبه آيهء 101 . و آنهايى كه ايمان آوردند هم بسيارى ايمان راسخ نبود چنانچه ميفرمايد : قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ حجرات آيه 14 . مضافا به اينكه ايمان مركب ارتباطى است يك جزئش اگر از بين برود تمامش از بين ميرود و جزء عمده ايمان ولايت است كه اكثر نداشتند و چه بسيار ضروريات دين و مذهب را بسا منكر ميشدند و لو يك ضرورى باشد كه بزوالش ايمان زايل مىشود . بعلاوه در ايمان گفتيم چهار امر لازم است اول قطع و يقين بجميع اركان دين ، دوم عقيده و دلبستگى و در بند بودن ، سوم اقرار قلبا و لسانا ، چهارم تسليم و مصداقش بسيار كم است خاص بعض شهداء در زمان نبى و افراد معدودى كه خلجان در دين آنها نيامده و كوتاهى در امر دين نكرده و قرآن را هجر نكرده كه ميفرمايد : وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً فرقان آيه 30 . بعلاوه بسيار معاصى هست كه تصريح شده كه باعث زوال ايمان مىشود و در ايمان موافات كه بقاء ايمان است تا آخر عمر شرط است ميترسم بيش از اين بروم على ماند و حوضش .