السيد عبد الحسين الطيب

247

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)

كسانى كه بالاخص مثل پيغمبرى اين اصنام را يك فلزى و چوبى كه مصنوع بشر است بيش نميدانند نميآيند بپرستند بلكه مىگوييم : الكافرون جمع محلى بالف و لام است و افاده عموم دارد شامل جميع كفار مىشود ، غاية الامر بقرينه مورد مراد كفارى كه مشرك باشند مثل بت پرست آتش پرست خورشيد و ماه و ستاره پرست حتى نصارى كه قائل به تثليث شدند و ساير طبقات مشركين چه شرك عبادتى باشد يا شرك افعالى . بلى مراد آن كفارى هستند كه قابليت هدايت ندارند و هرگز ايمان نميآورند مثل كفار زمان نوح كه خطاب رسيد به حضرت نوح : وَ أُوحِيَ إِلى نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ هود آيه 36 . و حضرت نوح هم عرض كرد : رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً نوح آيه 27 . بلكه ميتوان گفت كه : مراد جميع كفار باشند تا مادامى كه متصف بصفت كفر هستند زيرا آنهايى كه بشرف اسلام مشرف شدند اين عنوان از آنها سلب شد ديگر صدق كافر بر آنها نميشود بلكه عنوان مسلم و مؤمن بر آنها صادق است . [ سوره الكافرون ( 109 ) : آيه 2 ] لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ ( 2 ) من هرگز عبادت نميكنم آنچه را كه شما عبادت ميكنيد . زيرا اول كلمه اسلام توحيد است و تمام انبياء مأمور بدعوت بتوحيد بودند ، و اولين ركن اسلامى لا إله الا اللَّه است ، و اقسام توحيد را مكرر ذكر كرده‌ايم ذاتى صفاتى افعالى عبادتى نظرى كه به كلى مأيوس باشيد و توقع نداشته باشيد كه من بدين شما درآيم و اين توقع را از نوع انبياء داشتند كفار چنانچه به حضرت شعيب گفتند : لَنُخْرِجَنَّكَ يا شُعَيْبُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَكَ مِنْ قَرْيَتِنا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنا و حضرت شعيب فرمود : وَ ما يَكُونُ لَنا أَنْ نَعُودَ فِيها اعراف آيه 88 و 89 . [ سوره الكافرون ( 109 ) : آيه 3 ] وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ ( 3 ) و شما هم نيستيد كه عبادت كنيد آنچه من عبادت ميكنم . اشكالين : يكى آنكه چرا فرمود : ما اعبد بايد بفرمايد : من اعبد زيرا ما اطلاق بر غير ذوى العقول مىشود ، ديگر آنكه بسيارى از كفار بشرف اسلام مشرف شدند