السيد عبد الحسين الطيب
165
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)
اعظم آنها همين قرآن است كه ميفرمايد : إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ اسراء آيه 9 . و اين اعلى درجه كرم است كه ميفرمايد : اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ احدى قدرت بر كوچكترين تفضلات او ندارد . [ سوره العلق ( 96 ) : آيه 4 ] الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ( 4 ) آن خدايى كه تعليم فرمود بقلم . مفسرين اقوال زيادى دارند در تفسير اين جمله و ما قبل از نقل آنها آنچه به نظر نزديكتر است تذكر ميدهيم و آن اين است كه خداوند لوح و قلم را خلق فرمود و امر شد بقلم كه در لوح بنويسد آنچه در عالم از به دو خلقت الى انقضاء خلقه واقع مىشود ، و اين لوح محفوظ است كه تغيير پذير نيست و علم ملائكه و انبياء در همان عالم بتوسط اين قلم و لوح بوده و اين غير از لوح محو و اثبات است كه جز خودش احدى نميداند ، و اولين نزول قرآن در همين لوح بتوسط همين قلم ثبت شده و اولين مشاهد اين لوح نور مقدس پيغمبر اكرم بوده كه ميفرمايد : بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ بروج آيه 21 و 22 . و اما مفسرين گفتند : خداوند علم كتابت را تعليم انسان كرده كه بتوسط قلم بر صفحات مقاصد قلبى خود را اظهار كند ، و اول كسى كه علم كتابت را پيدا كرد آدم بود ، و بعضى گفتند ادريس بود . اقول : بنا بر اين معنى آنچه خدا تعليم فرمود علم كتابت است و علم كتابت بقلم نبوده انسان پس از آنكه به او علم كتابت افاضه شد او مقاصد خود را بقلم تعليم مىكند و آيه ميگويد . خداوند بقلم تعليم فرمود اين اولا ، و ثانيا انسان مقاصد خود را منحصر نيست كه بقلم اظهار كند چه بسيار به زبان اظهار مىكند كه قوه ناطقه به او عنايت شده كه در تعريف انسان گفتند : حيوان ناطق نگفتند حيوان كاتب ، و چه بسيار به اشاره مقاصد خود را اظهار ميدارد چنانچه انسان لال با اشاره بيان مىكند ، و چه بسيار نفس اعمال و افعال كاشف از بواطن و مقاصد انسان است ، بعضى گفتند : ثبات دين و تعليم غائبين و تعليم غير موجودين بكتاب است مثل صحف انبياء و تورات و زبور و انجيل و كتب اخبار و احكام و اخلاق كه علماء اعلام نوشتهاند شكر اللَّه سعيهم