السيد عبد الحسين الطيب

25

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)

حَتَّى يَنْفَضُّوا ظاهرا اين جمله را بانصار نگفته باشند بلكه همان جمله اولى باشد ، و غرض آنها اين بود كه اينها از نزد حضرت رسالت بروند خدا ميفرمايد : وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مكرر گفته‌ايم و آيات بسيارى داريم كه امر خلق و رزق و غنا و فقر و اعطاء و منع و توسعه و تضييق بيد قدرت او است و تمام موافق حكمت و صلاح است مؤمن بايد در غنا و دولت و مكنت شكر گزار باشد و در فقر و ضيق صابر باشد و در هر حال راضى بقضاء الهى باشد . يكى را دهى تخت و تاج و كلاه * يكى را نشانى به خاك سياه يكى را به او تاج شاهى دهى * يكى را به دريا بماهى دهى پيغمبر فرمود : ( الفقر فخرى ) اين مهاجرين چشم از خانه و زندگى خود پوشيدند كه هجرت نمودند . وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ خيال ميكنند تمام بدست بشر است و باسباب ظاهريه چنانچه قارون گفت : إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِي قصص آيهء 78 . [ سوره المنافقون ( 63 ) : آيه 8 ] يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ ( 8 ) اين منافقين ميگويند : هر آينه اگر برگشتيم بمدينه هر آينه البته خارج ميشوند عزيزها از آن مدينه بذلت و خارى خدا ميفرمايد : و از براى خدا عزت است و از براى رسول او و از براى مؤمنين . يَقُولُونَ اين منافقون پيش خود به يكديگر ميگويند : لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ از جنگ و غزوهء بنى المصطلق بمدينه به خيال اينكه مسلمانان منكوب و مغلوب ميشوند و كفار فاتح و غالب ميگردند . لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ كه مراد حضرت رسالت و اصحاب او و مؤمنين باشند كه عزت و شوكت داشتند بيرون ميروند . منها از مدينه كه ديگر نميتوانند در مدينه زيست كنند . الاذل با ذلت و خوارى و خفت خداوند در جواب آنها ميفرمايد :