السيد عبد الحسين الطيب
25
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)
آورد مگر آستين را بالا زنند و آنچه در نساء مرخص است همين اندازه است مشروط به اينكه مزين بزينت نباشد . ( فَإِذا هِيَ ) مرجع يد است . ( بَيْضاءُ ) گفتند بقدرى نور داشت كه بر نور شمس غالب شد و چشم در آن خيره ميشد . ( لِلنَّاظِرِينَ ) مراد جلساء مجلس فرعون بودند و خدمه آنها . [ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 34 ] قالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِيمٌ ( 34 ) فرعون گفت بجمعيتى كه اطراف او بودند محققا اين موسى هر آينه ساحريست دانا . نظر به اينكه در عصر فرعون سحره بسيار بودند و كارهاى غريب از آنها ظاهر ميشد خواست كه امر را بر اطرافيان خود مشتبه كند مبادا ايمان آورند . قالَ فرعون . لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ به كسانى كه اطراف او بودند و در مجلس او حاضر بودند . إِنَّ هذا اشاره بموسى با نون تأكيد و جمله اسميه و لام . لَساحِرٌ موسى را ساحر قلمداد كرد و چون امر موسى اعجب از سحر سحره بود گفت : عَلِيمٌ كه صفت مشبهه دلالت بر زيادتى دارد يعنى علم او بسيار است در سحر . فرق است بين عالم و عليم راحم و رحيم غافر و غفور و امثال اينها لكن غافل از اينكه « سحر با معجزه پهلو نزند دل خوشدار » سحر حقيقت ندارد چشم بنديست به نظر ميآيد چنانچه ديديم ساعت را خورد كرد سپس درست به صاحبش رد كرد نقل كردند كه در همين ميدان شاه اصفهان شخصى گفت من در ده بودم سه فرسخى اصفهان آمدم در ميدان ديدم جمعيت زيادى جمع شده و شعبده بازى شترى در وسط ميدان قرار داده و از ميان دو پاى شتر ميرود و از ميان دو دست او بيرون ميآيد همين كه زير پاى شتر ميرود صداى مردم بلند مىشود كه رفت در ما تحت شتر و از زير دست او كه بيرون ميآيد ميگويند از دهان او بيرون آمد او را خواستم از او پرسيدم كه چه كردهاى من اين نحوه مشاهده ميكنم گفت از كجا مىآيى گفتم از فلان محل گفت من تا يك