السيد عبد الحسين الطيب
16
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)
بسيار ممنون و متشكر باشى زيرا من علاوه از الوهيت حق پدرى دارم بر تو . [ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 20 ] قالَ فَعَلْتُها إِذاً وَ أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ ( 20 ) حضرت موسى ( ع ) در جواب فرعون فرمود فعل من كه بجا آوردم كه قتل قبطى باشد موقعى بود كه من از ضالين بودم . در كلمهء من الضالين تفسيراتى شده بعضى گفتند قصد قتل نداشتم و تعمد نبوده و نميدانسته كه منجر به قتل مىشود ، بعضى گفتند فراموش كرده بودم ، بعضى گفتند قتل خطاء بوده ، بعضى گفتند ضلالت در رسالت بوده كه رسول نبودم و مقام رسالت و نبوت به من عنايت نشده بود ولى ، تمام اينها باطل است زيرا ما در حق انبياء و رسل و اوصياء عصمت را شرط ميدانيم از اول عمر تا زمان رحلت هم از معاصى و هم از خطاء و سهو و نسيان و فراموشى و اشتباه و جهل بعلاوه قبل از قتل قبطى خدا ميفرمايد : وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً ( قصص آيه 14 ) و با اين وصف نسبت جهل و نسيان و سهو و خطا دادن غلط است بعلاوه موسى ميدانست كه مقام رسالت پيدا مىكند بواسطه وحى كه بمادرش شده بود كه فرمود : وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ بلكه مراد از ضالين اين به نظر ميرسد كه چون قبطى قصد قتل ديگرى را داشت و او از من طلب نصرت كرد و دفع ظلم ظالم از مظلوم به حكم عقل لازم است و تصور ميكردم كه موجب خشنودى تو مىشود كه من مظلوم را نصرت كردم يعنى تو بايد خشنود شوى و عمل من پسنديده تو باشد ولى بعد از اينكه مورث خشم تو شد و در صدد قتل من بر آمدى : [ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 21 ] فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ ( 21 ) پس فرار كردم از شما چون كه ترسيدم شما مرا بقتل رسانيد پس خداوند تبارك و تعالى بخشيد به من پروردگار من حكم را و جعل فرمود مرا از پيغمبران مرسل . فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ موقعى كه وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعى قالَ يا مُوسى إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ ( قصص آيه 20 ) گفتند آن رجل حزقيل پسر عموى فرعون بود كه مؤمن آل فرعون . در سورهء مؤمن او است . بعضى گفتند نامش شمعون بود بعضى گفتند سمعان بود و معناى يَأْتَمِرُونَ يعنى مشورت و مشاوره ميكردند