السيد عبد الحسين الطيب

7

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)

پس متذكر شد فرمايش رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و إله را ولى دارد در اخبار كه مؤمن تا اجازه ندهد قبض روح او را نميكنند و دارد مؤمنين دو دسته هستند يك دسته موقع آمدن ملك الموت و كسب اجازه فورى اجازه ميدهند كه از اين محنت كده دنيا نجات پيدا كنند و يك دسته اجازه نميدهند ملك الموت عرض مىكند پروردگارا مدت اين منقضى شده ولى اجازه نميدهد خطاب ميرسد كه جاى گاه او را به او نشان دهيد چون مشاهده مىكند فورى اجازه ميدهد و نيز در خبر است كه حضرت رسالت ليلة المعراج ملك الموت را ديد لوحى مقابل او است از او پرسيد عرض كرد اسامى بندگان در اين لوح ثبت است هر اسمى كه محو شد من درك ميكنم كه اجلش رسيده لذا ميفرمايد : ( ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها ) حتى يك آن ( وَ ما يَسْتَأْخِرُونَ ) حتى يك آن . بلى آجال دو قسم است حتمى و معلّقى و معلقى را هم خداوند ميداند معلق عليه واقع مىشود يا نه و در واقع آن هم برگشت بحتمى مىكند مثل لوح محو و اثبات و لوح محفوظ كه ذكر شد ، لكن خداوند ممكن است طول عمر و كوتاهى او را تقدير فرمايد لذا يكى از دعاها طلب طول عمر است ( اللهم طول اعمارنا ) . [ سوره الحجر ( 15 ) : آيه 6 ] وَ قالُوا يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ ( 6 ) و گفتند كفّار و مشركين به حضرت رسالت اى آن كسى كه نازل شده بر او ذكر كه قرآن باشد محققا تو ديوانه هستى نظر به اينكه كفار و مشركين باور نميكردند كه بشر تماس گيرد با وحى الهى و عالم مجردات چنانچه در بسيارى از آيات اعتراض آنها بانبياء همين بود كه شما هم بشريد مثل ما و بايد ملائكه بر ما نازل شوند چنانچه در آيه بعد تصريح ميكنند ، پس اگر بشرى مدّعى شد او را نمىپذيرند ( و قالوا ) به او ميگويند كه يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ ) يعنى مدعى هستى كه بر من ذكر كه قرآن باشد كه يكى از اسامى او ذكر است نازل شده نه اينكه قبول داشته باشند كه قرآن بر او نازل شده ( انّك ) بتأكيد ان و كاف خطاب و لام تأكيد ( لمجنون ) زيرا آدم عاقل همچه دعوايى نميكند چون امر محال است و دعوى امر محال علامت جنون است با اينكه اين دعوى از