السيد عبد الحسين الطيب
6
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)
مِنْ قَرْيَةٍ ) ممكن است مراد اجل مرگ باشد كه هر ذى روحى انفاس او هم شماره دارد چون به آخر رسيد هلاكت است چنانچه ميفرمايد ( كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ ) الرحمن آيه 26 . و ممكنست مراد هلاكت بنزول عذاب باشد ( الا و لها ) ضمير بقريه برميگردد و مراد اهل قريه است ( كِتابٌ مَعْلُومٌ ) تمام امور متوجه به انسان وقت معينى دارد غنى و فقر عزّت و ذلت رياست و مرءوسيّت صحت و مرض مخصوصا ملك كه هر زمانى در يك طائفه است و پس از انقضاء مدت منتقل بطائفه ديگر ( سر شب سر تخت و تاراج داشت سحرگه نه تن سر نه سر تاج داشت ) و تمام امتحان بندگان است در هر حالتى كه هست آيا شكر گذار است يا صابر آيا بوظائف خود عمل مىكند يا نميكند مطيع است يا عاصى و اين بر خود او معلوم شود و بر ديگران ، و اما نزد خداوند معلوم است فقط حجة بر بنده تمام مىشود بلكه بسا جماعتى امتحان ميشوند [ سوره الحجر ( 15 ) : آيه 5 ] ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها وَ ما يَسْتَأْخِرُونَ ( 5 ) سبقت نميگيرد از هر امتى مدت خود را و تاخير هم نمياندازد اجل بمعنى مدت است كه سر رسد چنانچه در باب معاملات در معامله نسيه و معامله سلف بايد مدت اداء ثمن يا مثمن معين و معلوم باشد كه قبل از مدت حق مطالبه ندارد و بانقضاء مدت وجوب اداء ميآورد اگر طرف مطالبه كند و اين آيه شريفه براى تسلية قلوب مؤمنين است و براى دفع توهم كفار است چون نوعا خيال ميكنند كه بقاء و ثبات آنها به اختيار و دست آنها است و لذا ، ميروند خود را بيمه ميكنند در اداره بيمه بتوهم اينكه اداره ميتواند آنها را نگاهدارى كند و آنى مهلت ندارد حتى دارد از ملك الموت تقاضاى تأخير يك سال يا يك ماه و هفته و روز و ساعات بلكه دقائق ميكنند و ميگويد آنات عمر تمام شد ديگر در دنيا روزى ندارى . و از پيغمبر اكرم است فرمود : ( روح القدس نفث فى روعي ان لا تموت نفس حتى تستكمل رزقه ) حتى بعمار خبر داد آخر روزى تو يك جام شير است و در جنگ صفين پس از اينكه ضربت برداشت و او را آوردند در خيمه تقاضاى شير كرد