السيد عبد الحسين الطيب
5
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)
ديگرى مىشود سپس هواى نفس مايل و فريفته مىشود و كمال علاقه به اين دنيا پيدا مىكند و به كلى از آخرت غافل مىشود و تمام آمال و آرزوى او وصله به آنها است ، سپس شيطان راه وصله به آن را نشان ميدهد از طرق محرّمه و ظلم و تعدى و تجاوز از حد و نحو آنها چون چنين شد خداوند او را به خود واگذار مىكند لذا ميفرمايد : ( ذرهم ) تو هم كه پيغمبر هستى آنها را واگذار زيرا فرمايشات تو به آنها اثر نميكند ( يأكلوا ) چه از حلال باشد و چه از حرام ( و يتمتّعوا ) بلهويات و ساز و آواز و تفريح و هزار گونه فسق و فجور ( وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ ) بآرزوهاى دراز و آمال دور مشغول شوند ( فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ) سوف از براى آينده نزديك است همان وقت احتضار و جانكندن پردهها برداشته مىشود و هر كسى جاى خود را مشاهده مىكند و بر آنها معلوم مىشود كه با خود چه كردهاند و پشيمان ميشوند و پشيماني سودى ندارد و نجاتى نيست . [ سوره الحجر ( 15 ) : آيه 4 ] وَ ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلاَّ وَ لَها كِتابٌ مَعْلُومٌ ( 4 ) و هلاك نميكنيم از هر شهرستانى اهلاشرا مگر آنكه براى آن شهرستان كتابى است نوشته شده كه معلوم و محقق است چون علم الهى عين ذات است و غير متناهى است لذا ميداند هر فعلى بر طبق حكمت و مصلحت موقع صدورش چه موقعيست كه وقوع پيدا كند و چه موقعى از بين برود و از براى كليه امور دو لوح قرار داده لوح محفوظ راجع بامورى كه تغييرپذير نيست و از امور حتميه است و مصلحت ذاتى دارد لا يتغير و لا يتبدل مثل فناء اين عالم و قيام قيامت و عود ارواح باجساد و ظهور بقية اللَّه و رجعت ائمة عليهم السلام و غير آنها و لوح محو و اثبات راجع باموريست كه مصلحت بوجوه و اعتبارات است ذاتى نيست بر تقديرى مصلحت دارد و بر تقديرى ندارد مثلا زيد اگر صله رحم كند مصلحت او در طول عمر او است و اگر قطع رحم كند در قصر عمر او است و اينكه صله مىكند يا قطع احدى جز ذات اقدس حق نميداند ، و اما لوح محفوظ را ممكنست انبياء و ملائكه و اولياء بلكه بسا مؤمنين هم تا حدّى بدانند و هر دو قسم آنى تقديم و تاخير ندارد زيرا آن قبل از مصلحت صدورش صلاح نيست و همچنين آن بعد و البته تابع مصلحت است لذا ميفرمايد : ( وَ ما أَهْلَكْنا