السيد عبد الحسين الطيب
3
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)
و الا مكسور بود و مدخول آيات بود يعنى آيات قرآن بلكه نفس آيات قرآن مجيد است و عطف بيان است ، پس اشكالى كه بعضى كردند كه قرآن همان كتاب است تكرار براى چه وارد نيست ، مىگوييم آيات كتاب قرآن است زيرا آيه آيه نازل شده و روح الامين قرائت كرده بلكه الفاظ آنها را خداوند ايجاد فرموده لذا كلام الهى است و از اين جهت يكى از اسماء الهى متكلّم است و موسى را كليم اللَّه گفتند و در ليلة المعراج خداوند بدون واسطه ملك با پيغمبرش تكلّم فرمود ( مبين ) زيرا قرآن مبين تمام وظائف دينى است ، اما مطالب اعتقادى را بادله واضحه و منطق صحيح بيان فرموده ، و اما قصص انبياء را براى تنبيه بندگان مكرر بيان كرده و دستورات علميّه را هم نشان داده بالجمله ( وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ ) انعام آيه 59 وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ يس آيه 11 و بالجمله تمام علم قرآن نزد امام است و تمام علم امام در قرآن است [ سوره الحجر ( 15 ) : آيه 2 ] رُبَما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كانُوا مُسْلِمِينَ ( 2 ) بسا دوست ميدارند كسانى كه كافر شدند اگر بودند مسلمان ( ربما ) بعضى اشكال كردند كه كفار دائما اين آرزو را ميكنند چرا تعبير به ربما كرده كه دلالت بر قلت مىكند جواب اما در دنيا كه همچه آرزوئيرا ندارند و نميكنند بلكه با اسلام كمال عداوت را دارند فقط در موقع معاينه قبل الموت كه پرده برداشته مىشود و ثمرات اسلام و مضرات كفر را مشاهده ميكنند يك همچه آرزويى دارند و اين آرزو براى آنها باقيست الى الابد و يك آرزو بيش نيست ، چنانچه ميگويند لَوْ لا أَخَّرْتَنِي إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ منافقين آيه 10 . ( يودّ ) و داد و دوستى نه از جهت اينست كه اسلام را دوست دارند زيرا وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا اسرى آيه 74 بلكه گفتهايم كه صفات نفسانيه و اخلاق روحيّه و عقائد قلبيّه تا مادامى كه در دنيا هستند قابل تغيير هست و اما پس از اين عالم ملكه مىشود و عين روح ميگردد توسعة و ضيقا قابل