أبو الحسن الشعراني
519
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
جز لغوى معقول نيست ، آنچه ايشان دعوى كردند ، معقول نتوانند كردن - ايشان را جزا دهند و پاداش به آنچه كرده باشند . و اقتراف هم اكتساب باشد . علّامه شعرانى : اشاعره گويند : انسان كسب مىكند و كار او را خدا بر دست او جارى مىسازد ؛ مثلا وقتى كسى معصيتى مرتكب شود ، فعل معصيت از خداست و بنده كسب كرده است ، و اين معنى معقول نيست و علماى آنان توجيه مقصود خود را به وجه صحيح نتوانستهاند [ ارائه كنند ] . پس كسب در قرآن ، همان به معنى لغوى است كه كردن كار باشد . « 1 » مؤلف : و اگر كسى رها كند ، در او خلاف كردند : اگر به قصد رها كند ، و ياد دارد ذبيحه حلال نبود و اگر به سهو رها كند و معتقد وجوب آن باشد ، ذبيحه حلال بود . و اين مذهب ماست و مذهب ابوحنيفه و اصحابش . علّامه شعرانى : يعنى اگر كسى عمدا بسم اللّه را ترك كند ، ذبيحه حلال نيست و اگر معتقد وجوب باشد و سهوا ترك كند ، حلال است . « 2 » يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ . « 3 » مؤلف : و اين خطاب باشد به جمله ، الّا آن رسولانى كه خداى تعالى ايشان را به [ هدايت ] خلقان فرستاد . علّامه شعرانى : يعنى خطاب به همهء مردم است به استثناى پيغمبران ؛ چون براى پيغمبران ، پيغمبر ديگر نفرستاد . « 4 » مؤلف : و ضحّاك گفت : اين آيه دليل است بر آنكه خداى تعالى از جنّ پيغمبران فرستاد . و اين اختيار جرير طبرى است و ابو القاسم بلخى رواداشت . و اين رواست ،
--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 49 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . انعام ( 6 ) آيهء 130 . ( 4 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 62 .