أبو الحسن الشعراني

520

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

جز كه بر او نصّى نيامد و به اين آيه قطع نتوان كردن ؛ چه آيه را تفسير مىتوان داد بر وجهى كه دليل نكند بر آن‌كه از جنّ پيغمبر باشد . علّامه شعرانى : روش فقها آن است كه به ظاهر كلام تمسّك كنند تا خلاف آن ثابت شود و به طريقهء آنها مِنْكُمْ ظاهرا هم به جنّ و هم به انس خطاب بوده و بايد پيغمبر هم از جنّ باشد و هم از انس چنان‌كه ابن جرير گفت و او فقيه بود . امّا اين طريقه در اصول دين جارى نيست ؛ چون از ظاهر كلام يقين حاصل نمىشود و در اصول يقين معتبر است . « 1 » مؤلف : و گروهى بدين آيه تمسّك كردند بر آن‌كه خداى تعالى كسى را عذاب نكند تا پيغمبر نفرستد و تكليف بىآن درست نباشد . و اين منتقض است به اوّل پيغمبر كه خداى فرستاد و [ جماعتى ] كه بر ايشان پيغمبر نبود و جماعتى كه در عهد روزگار ايشان پيغمبر نبود ، كه آن را روزگار فترت خوانند . علّامه شعرانى : بيش‌تر مردم عهد ما به پيروى اخبار آحاد همين عقيده دارند و گويند : هميشه دين و پيغمبرى بود و حجّتى ظاهر يا غائب . و مؤلف كتاب به زمان فترت نقض كرد كه در آن عهد ، پيغمبر و حجّتى ظاهر نبود و خداوند مردم را به مخالفت عقل عذاب خواهد كرد ، چنان‌كه فرمود : وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ * بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ « 2 » آنها كه دختر را زنده به گور مىكردند ، عذاب مىكند و آنان در عهد فترت بودند . اگر گويى : در زمان فترت شرع عيسى عليه السّلام بود ، گوييم : عرب جاهليّت غالبا با دين عيسى آشنا نبودند و باور نمىكردند [ كه ] بايد پيروى كسى كرد و اگر حجّت منحصر به شرع و امام و كتاب باشد ، بر آنها تمام نبود و در مذهب ما لطف واجب است و در هر زمان امامى منصوب مروّج دين بايد و اگر امام نباشد و ترويج دين نكند ، حجّت تمام نيست . پس در زمان فترت حجّت نبود ، مگر عقل خود مردم . اين مذهب

--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . تكوير ( 81 ) آيات 8 و 9 .