أبو الحسن الشعراني

516

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

فارسى . و اداى حروف را از طوطى و امثال آن تكلّم نگويند ، چون از او و از قبيل او ، افادهء معنى صحيح نيست . « 1 » فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ بِآياتِهِ مُؤْمِنِينَ . « 2 » مؤلف : و آن را كه نام خداى بر او نبرند به سهو و نسيان و كشندهء مخالف حقّ نباشد و در عزم و نيّت او پيش از ذبح نام خداى باشد . و اگرچه در وقت ذبح فراموش كند آن ذبيحه حلال بود ، جز كه به قصد رها كند . علّامه شعرانى : يعنى مگر آن‌كه عمدا ترك كند ، حرام است و اگر به سهو و نسيان ترك كند ، ذبيحه مباح است در صورتى كه كشنده مخالف حقّ نباشد ، يعنى مسلمان باشد ، اگرچه از اهل سنّت باشد . « 3 » مؤلف : و نيز از شرايط واجب آن است كه روى او به قبله كند و ذبح جز به آهن يا به چيزى تيز كه اوداج ببرد ، نشايد عند عدم آهن . و ذبح در گلو بايد و نحر در بالاى سينه عند الاختيار ، امّا عند ضرورت روا باشد و اگر خلاف اين كند ، ذبيحه حرام بود و اگر به قصد ، عند ذبح به يك‌بار سرش ببرد ، پيش از آن‌كه سرد شود هم حرام باشد . علّامه شعرانى : علّت حرمت آن است كه بايد ازهاق روح به بريدن چهار رگ و رفتن خون باشد و آن‌كه يك‌باره سرش قطع كنند . ازهاق روح به دو چيز است : يكى ، به رفتن خون و يكى ، به قطع نخاع ، و آن‌كه هيچ خون از او خارج نشود ، قطع چهار رگ در ازهاق روح او اثر نداشته است . و بعضى علماى زمان ما گويند : در اين دو صورت مباح است به گمان آن‌كه بريدن چهار رگ فى نفسه ذبيحه را حلال مىكند نه براى آن‌كه سبب بيرون رفتن روح حيوان شود . « 4 »

--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 42 . ( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 118 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 47 . ( 4 ) . همان ، ص 47 .