أبو الحسن الشعراني

514

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

علّامه شعرانى : إن قيل : هولاء الكفّار كيف كانوا يطلبون الآية مع ظهور المعجزات لهم ، كما يدل عليه آيات أخر من القرآن ؟ و الجواب : إنّهم كانوا يطلبون في كلّ آن معجزة أخرى غير ما رأوه أوّلا عنادا و تعجيزا و لم يؤمنوا به أوّل مرّة لقصور فكرهم و هو باق . « 1 » إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ . « 2 » مؤلف : و اين آيه دليل مىكند بر آن‌كه خداى تعالى مريد است به ارادهء محدث ، براى آن‌كه استثنا دليل مىكند . نبينى كه چون كسى گويد : لا أفعل ذلك الّا أن تفعل ؛ من اين كار نكنم تا تو نكنى . به‌هرحال آن‌چه موقوف باشد بر محدث قديم نتواند بودن ، پس ايمان ايشان را نيست و در وجود موقوف است بر ارادهء خداى تعالى ، اگر در وجود آيد ، به ارادهء او باشد ، چگونه توان گفتن كه اراده قديم باشد و ايمان ايشان محدث ؟ نبينى كه محال بودى اگر گفتى : ايشان ايمان نيارند ، الّا آن‌گه كه خداى عالم باشد يا قادر براى آن‌كه اين دو وصف خداى را متجدّد نيست . پس آيه دليل بطلان مذهب هردو قوم مىكند : آن‌كه مريد ذاتى گويد يا به ارادت قديم ، چنان‌كه بيان كرديم . علّامه شعرانى : يعنى ارادهء خداوند تعالى حادث است براى آن‌كه ايمان آنها كه فعلا نيست ، اگر موجود شود ، حادث خواهد بود و متوقّف بر ارادهء حقّ و چيزى كه حادث متوقّف بر او باشد ، البتّه حادث است . و مقصود از اين اراده آن است كه فعل پس از آن بىفاصله حادث شود . و در اصطلاح متكلّمين ، اراده [ را ] در معنى ديگر هم استعمال كرده‌اند و آن علم به صلح و قديم باشد و از محلّ نزاع خارج است . « 3 »

--> ( 1 ) . مجمع البيان ، ج 4 ، ص 349 . ( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 111 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 37 .