أبو الحسن الشعراني
494
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ . « 1 » مؤلف : و گفتهاند : مراد آن است كه بيافريد آسمان و زمين به قولى حقّ و هو قوله : ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ « 2 » و ليكن براى آنكه تأتّى آن و وجود آن عند ارادت فى اسرع مدّت بود ، تشبيه كرد آن را به آنكه خداوندى بندهاش را گويد : بيا . گويد : آمدم طايع و فرمانبرنده تا مجبّر تمسّك نكند به اين قول . و گويد : اين قول دليل قدم قرآن كند . علّامه شعرانى : يعنى ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً را كه عبارت قرآن است در هنگام خلق آسمان و زمين گفته است ، پس قديم است ، يعنى پيش از پيغمبر اكرم موجود بود . و مؤلف جواب مىدهد كه اين لفظ قديم نيست ، بلكه امر خداوند تعالى به زمين و آسمان قديم است نه بدين كلمه . و از آن جواب ديگر هم توان داد كه تفصيل آن مناسب نيست . « 3 » وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . « 4 » مؤلف : مجاهد و سعيد جبير گفتند : آياتهما ، آيات آسمان و زمين و آن ، آن است كه در اخبار آمد كه خداى تعالى ابراهيم را بر صحرا بداشت و حجاب برگرفت از پيش او و درهاى آسمان برگشاد تا به زير عرش به دو نمود و جاى او در بهشت با او نمود و حجابهاى زمينها برداشت و از زمين اوّل تا زمين هفتم با او نمود تا او عجايب آسمان و زمين بديد . علّامه شعرانى : ملكوت كه مصطلح حكماى مسلمان است از اين اخبار گرفته شده ؛ چون آن را بر عالم نامرئى غيرجسمانى اطلاق كردهاند و آنچه ديد ، ديگران
--> ( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 73 . ( 2 ) . فصّلت ( 41 ) آيهء 11 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 456 . ( 4 ) . انعام ( 6 ) آيهء 75 .