أبو الحسن الشعراني
479
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
يدفع شبهة الجبر اللازمة من الآية بأنّ القرآن يفسّر بعضه بعضا و الآيات الأخر تفسّر هذه الآية بالإعراض و عدم الالتفات لا عدم القدرة عليه . « 1 » وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ يَنْأَوْنَ عَنْهُ . « 2 » مؤلف : و مخالفان در تفسير آوردهاند كه آيه در شأن ابو طالب آمد كه او حمايت رسول صلّى اللّه عليه و آله كردى و مردم را از ايذاى او نهى كردى و با او ايمان نياوردى و در اين باب حديثى و شعرى متناقض روايت كنند و آن ، آن است كه گفتند كه رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : يا عمّ ! چرا به من ايمان نيارى ؟ گفت : من مىدانم كه تو رسول خدايى و صادق در نبوّت و ليكن من از ملامت مردم احتراز مىكنم . و چون جماعت قريش خواستند كه رنجى به او رسانند گفت : و اللّه لن يصلوا إليك بجمعهم * حتّى أؤسّد في التّراب دفينا فاصدع بأمرك ما عليك غضاضة * و ابشر و قرّ بذاك منك عيونا و فرّضت دينا لا محالة إنّه * من خير أديان البريّة دينا و دعوتنى و زعمت أنّك ناصحي * و لقد صدقت و كنت ثمّ أمينا لو لا الملامة أو حذاري سبّة * لو جدتني سمحا بذلك مبينا هر عاقل اين ابيات را تأمّل كند ، داند كه بيت آخرين ملحق است و نه ملايم ابيات اوّل است ، نه به قوّت و متانت و نه به معنى و مناقضه كه حاصل است ميان اين بيت با ابيات اوّل ؛ براى آنكه بيت اوّل متضمّن نصرت و هواخواهى است و قطع طمع كفّار است از آنكه رنجى با او رسانند باوجود او و تا زنده باشد و بيت دوم امر است او را به اداء رسالت و تحريض و تقويت او به آن و اين نه از شأن كافران باشد و نيز متضمّن بشارت و روشنايى چشم است او را به رسالت و نبوّت كه او دعوى مىكرد . امّا بيت سيم كه او گفت : « و لقد صدقت و كنت ثمّ أمينا » ، اين عين ايمان است ؛ براى آنكه در
--> ( 1 ) . مجمع البيان ، ج 4 ، ص 286 . ( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 26 .