أبو الحسن الشعراني

447

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

آمنت . و نظاير اين در ساير آيات قرآن بسيار است : إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ « 1 » شان نزول خبر وليد است و كسى شكّ ندارد آيه دلالت بر فسق او مىكند . ديگر لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ « 2 » همه‌كس آن را حمل بر مسجد قبا و فضل آن كرد ؛ چون نزول دربارهء اوست با آنكه ممكن است به مقتضاى لفظ به مسجد الحرام برگردانيد . و نيز إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ « 3 » ؛ در اسباب نزول آمده است كه ابو بكر با پيغمبر به غار ثور درآمد و اين آيه در آن باب نازل شد ، شكّ نمىماند كه مراد از « صاحب » ابو بكر است و كسى را نرسد در آن شبهه كند ، مگر شأن نزول را منكر شود و آن ممكن نيست و نيز كسى نمىتواند صاحب را به غير معنى معاشر حمل كند ، چون صاحب به معنى معاشر است در قرآن و اشعار بسيار مثل : و صاحب لي بطنه كالهاوية * كأنّ في أحشائه معاوية و مثل قوله تعالى فَقالَ لِصاحِبِهِ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ « 4 » دربارهء دو تن آمد كه يكى ، پرهيزگار و متديّن بود و ديگرى ، بر خلاف وى و باهم معاشر بودند . « 5 » مؤلف : اگر گويند : خداى تعالى زكات گفت و معلوم است به اتّفاق كه امير المؤمنين عليه السّلام دويست درم يا بيشتر يك سال ننهادى تا زكات بر او واجب شدى . علّامه شعرانى : جلال الدين سيوطى در كتاب الدر المنثور ( صفحه 293 از جلد دوم ) روايات بسيار آورده است از اهل سنّت كه آيه در شأن على بن ابى طالب است ، از جمله خطيب و عبد الرزاق و عبد بن حميد و ابن جرير و ابو الشيخ و ابن مردويه و طبرانى و ابن ابى حاتم و غيرهم . و از اين‌گونه شبهات كه امام رازى « 6 » در تفسير خويش آورده ، در اين نقل‌ها ترديد حاصل نمىشود و بسيار عجب است كه وى

--> ( 1 ) . حجرات ( 49 ) آيهء 6 . ( 2 ) . توبه ( 9 ) آيهء 108 . ( 3 ) . همان ، آيهء 40 . ( 4 ) . كهف ( 18 ) آيهء 34 . ( 5 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 253 . ( 6 ) . التفسير الكبير ، ج 12 ، ص 25 .