أبو الحسن الشعراني
446
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
دارد مانند وَ الْجارِ الْجُنُبِ « 1 » و فَبَصُرَتْ بِهِ عَنْ جُنُبٍ « 2 » و تطهيرهم به معنى غسل متبادر نيست و قرء به معنى طهر و حيض هردو است و طلاق در اصل لغت آزاد كردن و رهايى است و هكذا ساير لغات و احكام . « 3 » مؤلف : و اصحاب الحديث اتّفاق كردند كه اين آيه در حقّ امير المؤمنين على عليه السّلام آمد . علّامه شعرانى : و هيچ علّت ندارد اين حديث را تكذيب كنيم يا گوييم به سببى جعل كردند ؛ چون راويان شيعى و متّهم به تعصّب براى اثبات امامت نبودند و بى جهت واقعهء مشهور را كه جماعتى از معتمدان نقل كنند و نشانهء وضع در آن نباشد ، نمىتوان تكذيب كرد . « 4 » علّامه شعرانى : عمده در تمسّك به آيهء إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ اثبات آن است كه دربارهء على عليه السّلام نازل شد و چون اين ثابت شود ، شبههاى در امامت و ولايت آن حضرت نمىماند و ساير سخنان و شبهات ، الفاظ بيهوده است و دعاوى بىمعنى . و اگر به اين ابداعات بتوان اعتنا كرد ، هيچ مطلب بديهى سالم از مناقشه نمىماند ؛ چون مىتوان به اينگونه شبهات همهء وقايع مسلّم و جميع احكام مسلّم الهى را باطل كرد . مثلا در قضيهء افك عايشه إِنَّ الَّذِينَ جاؤُ بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ « 5 » مىتوان شبهه كرد كه اين آيات راجع به عايشه نيست ؛ زيرا كه لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ ضمير جمع مذكّر است و عايشه مفرد مؤنّث و همچنين همهء ضماير پس از اين جمع مذكّر است ؛ دليل آنكه خطاب با مردان بود . همچنين إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا « 6 » مطلق مؤمنان است كه الَّذِينَ آمَنُوا فرمود نه في التي
--> ( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 36 . ( 2 ) . قصص ( 28 ) آيهء 11 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 250 . ( 4 ) . همان ، ص 251 . ( 5 ) . نور ( 24 ) آيهء 11 . ( 6 ) . همان ، آيهء 19 .