أبو الحسن الشعراني

445

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

امير المؤمنين عليه السّلام دانند و دليل امامت بايد مفيد يقين باشد و با اختلاف مفسّران در شأن نزول آيه و معنى آن يقين حاصل نمىشود و اگر گويى : به اجماع اهل بيت عليهم السّلام تمسّك مىكنيم ، در جواب گوييم : آن كسى كه به اجماع اهل بيت تمسّك مىكند و قول آنان را حجّت مىداند ، بايد خود به امامت على عليه السّلام ايمان آورده باشد و صحيح نيست براى كسى كه به امامت آن حضرت معتقد نباشد به اجماع اهل بيت تمسّك كنيم ؛ چون وى به حجيّت قول اهل بيت اعتقاد ندارد . و اگر همهء مفسّران متّفق بودند كه آيه دربارهء آن حضرت است ، براى مخالفان امامت ، تمسّك به اجماع آنان ممكن بود ، در جواب گوييم : استدلال گاهى براى مجادله و ساكت كردن مخالفان است و آن را جدل مىگويند و گاه براى اثبات و تحقيق و آن را برهان گويند . و اين آيه از جهتى براى منصفان است كه خود تأمّل كنند و قصد مجادله نداشته باشند و براى آنان نقل جماعت بسيارى از مفسّران بزرگ اهل سنّت كافى است ، مانند ابن جرير طبرى و مجاهد و سدّى ، و اگر نزول آيه در شأن امير المؤمنين صحيح نبود ، آنها نقل نمىكردند و علّت نداشت نقل كنند . و از جهتى براى معاندان هم حجّت است در مقام جدل ؛ زيرا كه هركس آيه را در شأن على عليه السّلام ندانست ، گفت : عامّ در همهء مؤمنان است . و چون ثابت كنيم كه آيه دربارهء همه نيست ، اجماع خواهد شد كه بر فرض تخصيص خاصّ به على بن ابى طالب است و به اين بيان علّامه حلّى در شرح تجريد اشاره فرموده است . « 1 » مؤلف : مبرّد گفت : الولى و المولى و الأولى و الأحقّ بمعنى واحد . علّامه شعرانى : اگر بنابراين بود كه هر لفظ مشترك را در قرآن مشتبه دانيم و بر هيچ معنى حمل نكنيم و به قرائن لفظى و عقلى اعتنا نكنيم ، هيچ حكمى از احكام شرعى از قرآن استنباط نمىشد ؛ مثلا وَ إِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا « 2 » جنب در قرآن چند معنى

--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 244 . ( 2 ) . مائده ( 5 ) آيهء 36 .