أبو الحسن الشعراني
426
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
مؤلف : عمرو بن ميمون گفت : موسى و هارون هردو در تيه مردند و هارون پيش از موسى بمرد و چنان بود كه ايشان هردو به بعضى غارها رفته بودند ، خداى تعالى هارون را جان برداشت ، موسى او را دفن كرد و باز آمد . علّامه شعرانى : اهل كتاب گويند : قبر هارون معلوم است ، امّا قبر حضرت موسى معلوم نيست . « 1 » مؤلف : و حشويان اصحاب حديث در اين خبر آوردهاند كه چون ملك الموت آمد تا جان موسى بردارد و گفت : اجابت كن خداى را ، موسى تپنچه بر چشم ملك الموت زد و يك چشم او كور كرد ، او از آنجا برگشت و با پيش خداى شد و گفت : بار خدايا ! مرا بر بندهاى فرستادى كه چون خواستم كه قبض روح او كنم ، مرا تپنچهاى زد و كور كرد . خداى تعالى چشم او باز داد و گفت : برو و او را مخيّر كن . تمام الحديث . علّامه شعرانى : تپنچه سيلى است و بايد دانست روش علماى اسلام در تحقيق مسائل و مطالب آن است كه هر قول و عقيده اگرچه باطل باشد و سست و واهى ، آن را نقل مىكنند و علّت بطلان آن را مىگويند ، اگرچه در تفسير قرآن باشد و عوامّ مردم معتقدند كه بايد سخنان ضعيف و باطل را نگفت و ننوشت و به آنكه صحيح و حقّ است ، اكتفا كرد . و ليكن اين طريق پسنديده نيست ؛ زيرا كه سبب شبهه مىشود . و مردم متأخّر مىگويند : متقدّمان به غلط بدون علّت يا به عمد بسيارى از گفتههاى پيغمبر و ائمّه را از ميان بردند و شايد حقّ در آن بود كه حذف كردند . از اين جهت علما همهء گفتهها را ضبط كردند تا همهكس بيند و توهّم باطل نكند و اگر در عهد عثمان مصاحف ديگر را نمىسوزانيدند ، اين همه اوهام باطل و مبالغهآميز در تحريف به وجود نمىآمد و همه مىديدند اختلاف آن مصاحف با مصحف موجود بسيار ناچيز است . « 2 » مؤلف : در تواريخ آوردند كه عمر موسى عليه السّلام 120 سال بود ، بيست سال در ملك
--> ( 1 ) . همان ، ص 163 . ( 2 ) . همان ، ص 164 .