أبو الحسن الشعراني

421

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

ثعلبى روايت كرده است تا كتابش از اين حكايات خالى نباشد . « 1 » اختلاف روايت دليل آن است كه مؤلّف به صحّت هيچ‌يك معتقد نيست و آن را براى اعجاب نقل كرد و چون اين‌گونه قصص غريب در ذهن مردم مىماند ، خواه صحيح و خواه باطل ، و مىخواهند تفصيل آن را بدانند و چون به كتب تفسير مراجعه كنند و نيابند ، كتاب را ناقص دانند و علماى سلف رحمهم اللّه در هر علم اقوال ضعيف و باطل را نقل مىكردند ، در فقه و كلام و حديث و غير آن و اين اقوال متناقض كه مؤلّف در اين كتاب از مفسّرين آورده ، معتقد به صحّت همهء آنها نبوده است . و اين‌كه بعض اهل زمان ما گويند : نبايد اقوال ضعيف را در كتب نقل كرد ، صحيح نيست ، بلكه امانت علما مقتضى آن است كه همه‌چيز را نقل كنند و باب تحقيق را باز گذارند . « 2 » يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ . « 3 » مؤلف : كلام جنس باشد و در معنى او دو قول باشد : يكى آنكه تأويل او بد مىكنند بر خلاف ، و دگر آنكه لفظ كلمات مىگردانند و بر جاى خود رها نمىكنند به زيادت و نقصان . علّامه شعرانى : چنان‌كه بشارت آمدن پيغمبر آخر الزمان را به وجهى تأويل مىكنند كه منطبق به آن حضرت نشود . حضرت موسى عليه السّلام فرمود : پيغمبرى مانند من از ميان برادران شما برمىانگيزم و مقصود پيغمبر ماست كه از عرب برخاست . آنها مىگويند : پيغمبر اسلام آن پيغمبر نيست . يا حضرت مسيح فرمود : پس از من فار قليط مىآيد ، يعنى احمد ، آنها گويند : مراد روح القدس است و لفظ را از معنى خود برمىگردانند . « 4 »

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 13 ، ص 178 ، باب 6 ، ح 8 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 146 . ( 3 ) . مائده ( 5 ) آيهء 13 . ( 4 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 148 .