أبو الحسن الشعراني

408

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

شريعت ، و اينكه امروز در زبان فارسى مستعمل است و ملّت وىاند و از آن امّت و رعيّت خواهند ، صحيح نيست . « 1 » مؤلف : اگر گويند : وقتى دين اسلام چنان بود كه خداى تعالى نمىپسنديد به بندگانش تا اين روز پسنديد آن را ؟ جواب گوييم : اين قول به دليل الخطاب باشد و آن باطل است به نزديك محقّقان اهل علم ، براى آنكه رضاى او دين اسلام را براى خلقان و مسلمانان اين روز و اين وقت دليل نكند بر عدم رضاى او پيش از آن . علّامه شعرانى : اين جمله خود دليل است بر آنكه در ميان احكام حلّيت و حرمت حيوان سخنان ديگر توان آورد كه خاصّ به احكام حيوان نباشد ، مثل أَكْمَلْتُ لَكُمْ . « 2 » قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ . « 3 » مؤلف : بر شما حلال كرده‌اند از ذبايح آنچه حلال و پاك است و مراد به طيّبات محلّلات است . علّامه شعرانى : امّا اين‌گونه جواب مشتمل بر دور است و صحيح نيست ؛ كسى پرسد چه‌چيز براى ما حلال است ؟ جواب دهند : آنچه حلال است ، براى شما حلال است . « 4 » مؤلف : چون صيّاد به سگ معلّم ، جهود يا ترسا باشد ، آن صيد حلال نباشد ؛ براى آنكه تسميه شرط است و او نام خداى نبرد بر حقيقت . و جملهء فقها گفتند : حلال باشد . علّامه شعرانى : اگر گويى : شايد يهود يا نصارى نام خداى برند و اگر بردند ، بايد حلال باشد ، گوييم : نام خداى بر ذبيحه يا صيد بردن متوقّف بر نيّت است ، چنان‌كه اگر

--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 108 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . مائده ( 5 ) آيهء 4 . ( 4 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 110 .