أبو الحسن الشعراني

400

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

عيسى إله است ، او را كس نتواند كشتن . و بعضى گفتند : پسر خداست ، بر او راه نيابند . و بعضى گفتند : خدا نيست ، بل بندهء خداست ، روا باشد كه او را بكشند ، چنان‌كه دگر پيغامبران را . از اين وجه مشتبه شد بر ترسايان . علّامه شعرانى : سخن زجّاج از ساير مفسّران در وجه اشتباه مردم آن عهد واضح‌تر و معقول‌تر است . و آن گروه كه عيسى عليه السّلام را خدا دانستند و فرزند خدا و باز به كشتن او معترف گشته ، قتل را نسبت به جنبهء ناسوت او دادند ، يعنى انسانيّت ظاهر او ، گويند آن حوارى منافق يهودا اسخريوطى نام داشت و سپاهيان او را از عيسى عليه السّلام تميز نمىدادند . هم او را در تاريكى شب گرفتند و به دار آويختند و بر آنها شبهه شد و روز ديگر جسد او را بعضى مردم بالاى دار ديدند ، خون‌آلود و زخمى شده و تاجى از خوار بر سرش نهاده ؛ بعضى گفتند : خود مسيح است و بعضى دقيق‌تر بودند و يافتند [ مسيح ] او نيست . و همهء نصارى متّفقند كه جنازهء يهودا را كشته و خفه شده يافتند و شكمش دريده بود و روده‌ها بيرون ريخته . و هم خود آنان گويند : چون آن را كه به اعتقاد آنان مسيح بود بر دار آويختند ، دشنه بر پهلوى او زدند . بارى ، بهترين نشانهء عدم تواتر قبل آن حضرت اختلاف خود نصاراى عصر اوّل است . « 1 » وَ ما قَتَلُوهُ يَقِيناً . « 2 » مؤلف : اختلف في الهاء في « قتلوه » فقيل : إنّه يعود إلى الظنّ ، أي ما قتلوا ظنّهم يقينا ، كما يقال : ما قلته علما - عن ابن عبّاس و جويبر - و معناه ما قتلوا ظنّهم الذي اتّبعوه في المقتول الذي قتلوه و هم يحسبونه عيسى يقينا أنّه عيسى و لا أنّه غيره ، لكنّهم كانوا منه على شبهة . علّامه شعرانى : و كان قوله تعالى : وَ ما قَتَلُوهُ يَقِيناً جواب عن شبهة و هو أنّ النصارى متّفقون على قتل عيسى عليه السّلام ، و كذلك اليهود ، فهذا الخبر متواتر عنهم لا يجوز

--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 157 .