أبو الحسن الشعراني
397
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
براى آنكه ايشان اعتقاد ثواب و عقاب ندارند ، براى دفع مضرّت كنند ، چنانكه از عبد الكريم بن ابى عوجاء حكايت كردند كه كسى او را ديد كه نماز نيكو مىكرد ، او را گفت : اين مباين طريق تو است . گفت : « عادة البلد و رياضة الجسد و حماية الأهل و الولد » ؛ گفت : عادت شهر است و رياضت تن و حمايت اهل و ولد . علّامه شعرانى : ابن ابى عوجاء دهرى مذهب بود و به دين و خدا و آخرت ايمان نداشت و آنان را در آن عهد زنديق مىگفتند و زنادقه دو دسته بودند : بعضى مىگفتند : ديندارى براى نظم جهان و امنيت لازم است ، و گروه ديگر ، قرامطه بودند و مىگفتند : بايد به قوّهء قهريّه دين را از جهان برانداخت و مردم ديندار را كه معتقد به خرافات و جهالاتند ، نجات داد . و ابن ابى العوجاء از دستهء اوّل بود . نماز مىخواند ، براى آنكه عادت ملّت را محترم شمرد و ديگر آنكه نماز ورزش است و براى سلامت بدن مفيد است و هم تربيت زن و فرزند و خدم به اخلاق نيكو و حمايت آنان از قبايح و شنايع بدين بهتر ميسّر مىشود و زن و فرزند را عادت نبود به كيفر پدر مرتدّ عقاب كنند . « 1 » إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ . « 2 » مؤلف : و در خبر است كه خداى تعالى را در دوزخ در درك اسفل تابوتهاست از آتش ، آن جاى منافقان است . علّامه شعرانى : روح انسانى چون مجرّد است ، طبعا به تفوّق و وسعت مكان راغب است و از تنگناى بسته كه حركت از آن ميسّر نباشد ، منزجر مىشود . قفس براى مرغان زندان است و خراطين طبعا مايل جاى پست و تنگ و تاريك است . حشرات را چون در فضاى گشاده و روشن رها كنند ، طبعا به سوراخ تاريك مىگريزند . خداوند بهشت را براى انسان درجهء بالاى درجه قرار داد كه آزادى براى او نعمت
--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 46 . ( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 145 .