أبو الحسن الشعراني

398

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

است و دوزخ را دركات زير دركات ، چنان‌كه آخرين دركات در تابوتى بسته است در چاهى عميق كه راه گريز و فرار نباشد . « 1 » وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ . « 2 » مؤلف : بعضى دگر گفتند : خداى تعالى شبه عيسى بر روى ططيانوس افكند دون ساير اندامش و بر اندام ططيانوس نشان‌ها بود . چون او را بكشتند ، نگاه كردند به روى با عيسى ماند و به اندام با صاحب ايشان ، روى روى عيسى است و اندام اندام ططيانوس ، از اين‌روى بر ايشان مشتبه شد . علّامه شعرانى : جماعتى از قدماى مسيحيان قتل حضرت مسيح را منكر بودند ، از جمله مارسيون و اتباع وى اين عقيده داشتند و يكى از بزرگان علماى آنان در عصر اوّل به نام ايرينيوس مىگفت : مردى را به نام شمعون قيروانى با مسيح اشتباه كردند . و امروز در كتب اروپاييان به نام ميمون دوسيرن مذكور است ؛ امّا عيسويان عهد اخير اين آرا را بدعت مىشمارند . و هرچه باشد اختلاف صدر اوّل دليل آن است كه شهرت قبل آن حضرت به تواتر ثابت نشده است . امّا نام ططيانوس را در كتب آنان نيافتم . « 3 » مؤلف : اگر گويند : چگونه شايد كه خلقى بسيار كه عدد ايشان به اين حدّ باشد كه ترسايان هستند و جهودان خبر دهند از چيزى و مخبر به خلاف خبر باشد نه اين قول مؤدّى بود با آنكه وثاقت مرتفع شود به اخبار متواتر و اين مذهب سمنى باشد ؟ گوييم : ايشان خبر كه دادند از ظنّ و اعتقاد خود ، دادند براى القاى شبهه ، و آن‌كه از ظنّ خود و اعتقاد خود خبر دهد ، از چيزى بر اطلاق نگويند ، كاذب است و خبر او را كذب نخوانند ، پس اين مؤدّى نباشد با بطلان اخبار .

--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 48 . ( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 157 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 61 .