أبو الحسن الشعراني
385
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
مؤمن ابد در دوزخ بماند و از ايمان بهدر آيد به اين كشتن و به نزديك ما و جمله مرجيان از اسم ايمان به در نيايد و بدين فعل مؤبّد در دوزخ نماند . علّامه شعرانى : مرجيان گويند : چون كسى مؤمن باشد ، بر هيچ معصيت او را عقاب نكنند . و اينها شبيه بعضى عوام شيعهاند كه بىعبادت خود را اهل نجات مىدانند . و وعيديّه گويند : هركس گناه كرد ، كافر شود و جماعتى از جهّال متديّنين عصر ما نيز چنين پندارند و با معصيتكاران معاملهء كفّار كنند . « 1 » يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً . « 2 » مؤلف : حسن بصرى گفت : جماعتى مسلمانان بر جماعتى مشركان غزا كردند و ايشان را هزيمت كردند ، از جملهء ايشان مردى را بگرفتند ، او گفت : من مسلمانم و اظهار شهادتين كرد ، از او قبول نكردند و براى متاعش و سلاحش او را بكشتند و متاعش برداشتند . رسول كشنده او را گفت : مردى را كه مىگفت : « مسلمانم » چرا كشتى ؟ گفت : يا رسول اللّه ! او از خوف مىگفت . رسول عليه السّلام گفت : چرا دلش نبشكافتى تا بدانى كه دروغ تو مىگويى يا او ، ما را الّا به زبان كارى نيست . علّامه شعرانى : اين عادت زشت اكنون هم ميان فرق مسلمانان هست [ كه ] اوّل دشمن يكديگر مىشوند ، پس از آن در تفحّص اقوال و امارات طعن و كفر برمىآيند و به تكلّف و مشقّت دليل مىتراشند ، خصوصا اگر خلفا و بزرگان با كسى اظهار دشمنى كنند ؛ چنانكه جماعتى به طمع مال معاويه امير المؤمنين عليه السّلام را كافر مىگفتند . و مرحوم سيّد محسن عاملى - أعلى اللّه مقامه - در اعيان الشيعه گويد : اصحاب ائمّه در حضور آنان يكديگر را نسبت به كفر و زندقه مىدادند و حضرت امام رضا عليه السّلام با يونس گفت : اگر تو زنديق باشى و فلان تو را مؤمن گويد ، سود ندارد و اگر مؤمن باشى
--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 469 . ( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 94 .