أبو الحسن الشعراني

386

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

و او زنديقت گويد ، تو را زيان ندارد . و سيّد رحمه اللّه فرمايد : كار بدان‌جا رسيد كه اگر از كسى لفظ رياضت شنوند و امثال آن ، او را به تصوّف متّهم كنند و جماعتى بيشتر فقهاى ما را تكفير مىكنند كه چرا فرق ديگر اسلام را مسلمان دانسته ، و اخباريان همهء مجتهدين را مخرّب دين و خارج از طريقهء ائمّهء طاهرين و تابع مخالفين دانند و هر كس كتب آنان را بخواند ، كافر شمارند ، بلكه گاه دربارهء آنها چيزها گويند كه از تكفير كم نيست و گاه مطلبى را به عقيدهء خود از اصول دين مىشمارد و هركه را به آن اقرار ندارد كافر مىگويد ، بلكه بدان حدّ رسيدند كه مخالف در مسائل فرعيّهء غيرضروريّه را هم كافر گفتند . انتهى . و بالاتر از آنچه سيّد فرمود هم در اخباريّين ديديم كه به احتمال مخالفت تكفير كردند ، مثلا ابو على بن سينا و ابو نصر فارابى را كافر گفتند به انكار معاد با آنكه ابو على اقرار بدان كرده است در كتب خويش . و گويند : او كافر است ، براى آنكه شايد اقرار او از ترس متديّنين زمان خود بوده و گرنه چگونه مىشود كسى مانند او به معاد معترف باشد . « 1 » لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ . « 2 » مؤلف : زيد بن ثابت گفت : « غير أولى الضرر » أي لزمانه ؛ آن‌كه زمن نباشد و مقعد نبود . علّامه شعرانى : يعنى زمين‌گير نباشد . و بايد دانست كه به بسيارى از روايات شأن نزول اعتماد نمىتوان كرد تا بگويند : خداوند تعالى چرا اوّل سخن جامع الاطراف نگفت تا چون محذورى پيش آمد ، استدراك آن كرد ؟ مانند كسى كه متنبّه نباشد و پس از آن متنبّه شود . « 3 »

--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 474 . ( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 95 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 476 .