أبو الحسن الشعراني

380

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

و لم يثبت عن السبعة و إذا ابتدأ بعد الوقف ، يجب الابتداء من كلمة « فمال » و لا يجوز الابتداء بكلمة « هؤلاء » . « 1 » مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ . « 2 » مؤلف : حقّ تعالى در آيه پيدا كرد كه طاعت رسول طاعت من است ، براى آنكه امر او امر من است و به رضاى من است ، پس حكم امر او حكم امر من دارد نه آنكه امر او و امر خداى يكى باشد امرى كه از ميان دو آمر فعلى باشد از ميان دو فاعل و آن فاسد است . علّامه شعرانى : اگر دو موجود باشند در طول يكديگر نه در عرض ، مانند نفس و قوا ، جائز است يك فعل را به دو فاعل نسبت دهند ؛ مثلا گويد : من ديدم و چشمم ديد . و سخن مؤلف در دو فاعل در عرض هم صحيح است . « 3 » أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ . « 4 » مؤلف : در آيه چهار دليل است بر چهار اصل از اصول مذهب ما : يكى ، بطلان تقليد و حثّ بر نظر و تأمّل و تدبّر . دگر ، دليل است بر بطلان قول آن كس كه گفت : معنى قرآن نشايد دانستن ، الّا به قول رسول . و اين مذهب مجبّران است و جماعتى حشويان ؛ براى آنكه خداى تعالى ما را حثّ كرد بر تدبّر و تأمّل او تا بدانيم كه كلام خداست به انتفاء الاختلاف عنه و اين ، آن‌گه باشد كه ما از او به تأمّل چيزى بدانيم . دگر ، دلالت آنكه او كلام خداست به نفى اختلاف و تناقض فرمود ، نه از جهت قدم و حدوث و نگفت : اگر نه كلام خدا بودى ، محدث بودى . دليل چهارم آنكه اختلاف و

--> ( 1 ) . مجمع البيان ، ج 3 ، ص 77 . ( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 80 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 447 . ( 4 ) . نساء ( 4 ) آيهء 82 .