أبو الحسن الشعراني

335

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ . « 1 » مؤلف : به درستى كه آفرينش آسمان‌ها و آنچه در وى است از صنوف عجائب و در آفرينش زمين و آنچه در اوست از انواع غرائب و آمدوشد شب‌وروز با اختلاف ايشان در نور و ظلمت يا نقصان و زياده هر آينه نشان‌هاست بر وجود صانع . علّامه شعرانى : در هيچ‌يك از كتب سماوى اين‌گونه استدلال از عجائب خلقت بر وجود صانع نشده . و مقتضاى اين آيه و امثال آن ، كه در قرآن بسيار است ، ما مكلّفيم در علم هيئت و نجوم و تشريح و علم حيوان و نبات و دقائق موجودات نظر كنيم و عبرت بگيريم . پس تمام علوم حكمت طبيعى تفسير اين آيه است . « 2 » وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ . « 3 » مؤلف : و انديشه كنند در عجيب خلقت آسمان‌ها و آنكه قديم - جلّ جلاله - چگونه آفريد اين هفت آسمان معلّق مطبق بىعمادى و ستونى در هوا ايستاده و آسمان دنيا به زينت ستارگان آراسته و هفت زمين يك در زير يك نهاده . علّامه شعرانى : قول صحيح در هفت زمين آن است كه اشاره به هفت اقليم كردند به رسم پيشين كه به جاى پنج منطقهء مرسوم امروز آن را به هفت منطقه بخش مىكردند و هر منطقه را اقليمى مىگفتند . و در تفسير ابن عبّاس آمده كه هفت زمين مجاور يكديگرند و كوه و دريا در آنها فاصله است . و در هفت طبقهء زمين سخنى ديگر هست كه در حواشى مجمع البيان گفته‌ايم . « 4 » در مجمع آورده كه وجه دلالت خلق سماوات و ارض بر وجود واجب الوجود لذاته و قدرت و علم او آن است كه وجود هردو متضمّن اعراض حادثه‌اند و هرچه

--> ( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 190 . ( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 2 ، ص 40 . ( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 191 . ( 4 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 286 .