أبو الحسن الشعراني
336
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
منفكّ از حادثه نيست ، حادث است و محدّث را ناچار است از محدثى كه احداث آن كند و موجدى كه ايجاد آن نمايد . پس وجود و حدوث اين هردو دالّ است بر آنكه آنها را محدثى و قادرى است . رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا . « 1 » مؤلف : گويند : بار خدايا ، اين به باطل نيافريدى . علّامه شعرانى : باطل ، كار عبث و بىفائده است و اگر جهان منحصر باشد به اينكه مىبينيم ، خلقت بيهوده خواهد بود با آنكه عقل شهادت مىدهد واجب الوجود حكيم چيزى را عبث نيافريند . « 2 » رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ . « 3 » مؤلف : و اصحاب وعيد به اين آيه تمسّك كردند و گفتند : مؤمنان مخزى نباشند . علّامه شعرانى : اصحاب وعيد گويند : آنكه گناه كبيره كند ، كافر است ؛ چون به جهنّم مىرود و مؤمن به جهنّم نمىرود . و جواب آن است كه مؤمن به جهنّم مىرود ، امّا مخلّد نمىشود . « 4 » فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ . « 5 » مؤلف : مجاهد گفت : سبب نزول آيه آن بود كه امّ سلمه ( رحمة اللّه عليها ) گفت : يا رسول اللّه ! ما در قرآن ذكر مردان مىشنويم در هجرت و جهاد و ذكر زنان چيزى نيست ! خداى تعالى اين آيه فرستاد : أَنِّي لا أُضِيعُ . . . . خداى تعالى ايشان را
--> ( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 191 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 287 . ( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 192 . ( 4 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 287 . ( 5 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 195 .