أبو الحسن الشعراني

321

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

را از خداى تعالى منزلتى باشد كه تمنّاى رجوع با دنيا كند ، مگر شهيدان كه ايشان تمنّا كنند كه با دنيا آيند و دگر باره شهيد شوند ؛ از آن منازل و درجات و كرامات كه ايشان را به نزديك خداى باشد . علّامه شعرانى : اين حديث دلالت صريح دارد بر آنكه زنده بودن پس از مرگ منحصر به شهدا نيست ، بلكه همه زنده‌اند ، چنان‌كه از قاضى بيضاوى نقل كرديم . فلاسفهء الهى از چند علامت دانستند كه روح ناشى از مزاج و تركيب عناصر و اركان بدن نيست ، بلكه خود به عالم ديگر غيرمادّى اتّصال دارد و به فساد بدن فانى نمىشود ، مانند نورى كه از خورشيد به در و ديوار مىتابد ، چون وجودش اتّصال به خورشيد دارد ، اگر ديوار خراب شود ، او فانى نمىشود و مانند نور چراغ نيست كه از شكستن و فانى شدن چراغ فانى گردد . و از جمله گويند : قوّهء جسمانى به سبب پيرى و ضعف نقصان مىپذيرد ، مانند باصره و سامعه و حافظه ، امّا قوّهء عاقله محفوظ مىماند يا بيشتر مىشود . ديگر آن‌كه قواى جسمانى پس از ادراك قوى ، ضعيف را درك نمىكند چون متأثّر نمىشود ، بر خلاف قؤهء عاقله . و در منظومهء حكيم سبزوارى ده دليل شمرده است كه محلّ تفصيل آن جاى ديگر است . بالجمله ، عالم باطنى است كه روح انسان بدان اتّصال دارد و در رؤياى صادق و حقيقى از آن عالم ، اقتباس معلومات غيبى مىكند . پس از رحلت در همان عالم مىرود . و در اين باب حديثى وارد است كه يكى از پيغمبران سلف هرچه از آخرت مىگفت ، مردم باور نمىكردند تا خداوند خواب ديدن را بر مردم مسلّط كرد . « 1 » مؤلف : اسحاق بن ابى طلحه گفت : از انس مالك شنيدم كه او گفت : خداى در باب شهيدان بئر معونه اين آيهء قرآن بفرستاد و هو « بلّغوا قومنا عنّا أنّه قد لقينا ربّنا فرضى عنّا و رضينا عنه » ، آن‌گه تلاوتش منسوخ شد از پس آنكه ما مدّتى مىخوانديم و خداى تعالى اين آيه فرستاد . وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الآية .

--> ( 1 ) . همان ، ص 245 .