أبو الحسن الشعراني
322
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
علّامه شعرانى : بعض علماى ما و مخالفين گويند : ممكن است بعض آيات را خداوند تعالى بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله نازل فرموده ، مدّتى مردم تلاوت كنند ، آنگاه آن را نسخ كرده از قرآن حذف كند و آن را منسوخ التلاوه گويند . و آن مربوط به تحريف قرآن نيست ؛ چون تحريف آن است كه ديگران تغيير دهند نه خداوند خود منسوخ فرمايد . چنانكه مؤلف هر كتاب اگر از آنچه نوشته است ، خود چيزى از كتاب خود حذف كند ، تحريف نيست و اگر ديگران تغيير دهند ، تحريف است . و حقّ آن است كه نسخ تلاوت اگرچه ممكن است ، امّا به روايت صحيح وجود آن ثابت نشده است و اين روايات ثابت نيست . مؤلف : بعضى ديگر گفتند : براى آن گفت « بل أحياء » كه ايشان ثواب اعمالى كه كردند ، ايشان را همچنان مىنويسند و هر جهادى كه مجاهدى مىكند ، از آن روز تا روز قيامت ايشان را مثل آن مىنويسند ؛ براى آنكه بذل جهد كردند و جان فدا كردند تا ديگران به ايشان اقتدا كردند . و اين اقوال اقتضاى آن كند كه « بل أحياء » مجاز باشد . علّامه شعرانى : و اگر گويى : عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ منافى مجاز باشد ، يعنى نزد پروردگار روزى مىخورند و آنكه [ به ] حقيقت زنده نباشد ، روزى نمىخورد ، گوييم : به نظر اينان كه حيات را مجازى دانند ، روزى خوردن هم به معنى مجازى است يا ترشيح است چنانكه شاعر در مدح پهلوانى كه او را تشبيه به شير كرده گويد : « له لبد أظفاره لم تقلم » ؛ يعنى يال دارد و پنجههايش بريده نشده است . « 1 » مؤلف : و بعضى ديگر گفتند : براى آنكه ارواح ايشان در زير عرش خداى را سجده مىكنند ، چنانكه زندگان كنند و چنانكه ارواح مؤمنانى كه بر وضو بخسبند ، على ما جاء في أخبار الآحاد . علّامه شعرانى : اخبار آحاد آن است كه يكى دو نفر روايت كنند و از قول آنان علم حاصل نشود . و مؤلف آن را حجّت نمىداند و مقصود او تضعيف اين روايت است . و
--> ( 1 ) . همان ، ص 248 .